آئینہ کمالاتِ اسلام

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 438 of 776

آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 438

روحانی خزائن جلد ۵ ۴۳۸ آئینہ کمالات اسلام ۴۳۸) قوم جاء وا بفتن عظيمة ثم اشهدوا الله هل أتى وقت قدوم كاسر الصليب او ما اتى۔ والله إني قد أُرسلتُ من رَبِّي و نُفِث في روعي من روع المسيح و وجعلتُ وعاءً لاراداته و توجهاته حتى امتلأت نفسی و نسمتی بها وانخرطت في سلك وجوده حتى تراءى شَبُحُ رُوحِه في نفسي و أشربتُ في قلبي وجوده و برق منه بارق فتلقته روحى اتم تلق ولصقت بوجوده اشد مما يخيّل كأنّى هو و غبت من نفسي و ظهر المسيح في مرآتی و تجلّى حتى تخيلت أنّ قلبی و کبدی و عروقی و اوتاری ممتلئة من وجوده و وجودى هذا قطعة من جوهر وجوده و كان هذا فعل ربی تبارک و تعالى و كان هو في اوّل امرى قريبًا منى كالبحر من القارب ثم دنى فتدلى ترجمه : برادران من این امری است که خواست خدا وند لیش از چشم پیشینیان نهان داشته و تفاصیلش را درین وقت ما آشکار ساخته - هر چه را خواهد پنهان کند و پیدا ساز دو منگش در واقعات پاکستانیان موجود بوده و در اختیار این طریق پوشیده دو مصلحت بزرگ بہت بندگان مرعی داشته - یکی آنکه این خبر از اخبار غیبیه بود که زمان ظهورش هنوز بعید بود و خدا وند علیم میدانست که این خبر را بعد از سپری شدن زمانے دراز و کو چیدن آفرینش بسیار ازین جهان بظهور خواهد آورد - ولذا تصریح این خبر مجمل و تفاصیل بزرگش مرا ولین را فائده نخواهد بخشید - زیرا که آنها پیش از بروزش از این عالم رخت بر بسته باشند و هیچ سودے از ان بدیشان نرسد - پس باین طریق خواست که در عوض آنچه