حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل) — Page 260
حیات احمد ۲۶۰ جلد اول حصہ دوم می رسانند ایں نہ معلوم کہ حق تعالی از ازل روئے دل سوئے خود داشته است پس پراگندگی کجا ست و بدرجه معرفت رسیدن کار انسان نیست پس در مومن و بت پرست فرق این استعانت است - بت پرست آن را میگویند کہ برائے کشف انوار حقیقت استعانت از بت مے خواہد و مدد از اشکال تراشیده خود می طلبد و بت پرست می گوید که از مددگار بت بدریائے حقیقت خواهم پیوست ما مے پرسیم کہ آں دریائے حقیقت چه قدر است آیا دل انسان برذات محيط العالمین محیط تواند شد اے دانائے بصیر تو قیاس کن که ذرات انسان را باذات قدیم الصفات چه مطابقت و محدود را با غیر محدود چہ مساوات۔و نہایت پذیر را بابے نہایت چه پیوند۔نہایت جہد انسان این است که دل خود را از همه محسوسات و مرئیات باز پس کشیده و همه اشکال و اجسام را زیر لائے نافیہ کردہ تصور جلال آں رب العالمین دلِ خود را بظلمات حیرت در انداز دو دراں وقت چنانچه تشنه و گرسنه و دردمند که جان بلب رسیده باشند آب و غذا و دوا را میخواهند همچناں استعانت کشف انوار حقائق از درگه حق مسئلت نماید و از دل خود چیزی نتر اشد چنانچہ کفار ہنود که عبادت خارجی ایشاں بت پرستی است و ہرگاہ که از بت پرستی وارستہ بجائے خود تصور میکنند۔یکے شعله برابر انگشت از و هم خود تراشیده پیش تصور خود میدارند و ایں ہم از نوع بت پرستی است۔ایں نہ معلوم که خدا محکوم انسان است نیست که تابع تصور انسان باشد آیا آنکه محيط العالمین است در تصور انسان تواند گنجید قیاس تو بروئے نگردد محیط - دروغ و کذب را در محل راستی آوردن و مفروض خود را رونق فی الحقیقت دادن شیوہ بت پرستاں است مولا نا مولوی رومی میفرماید در عبادت خواهم از ذات تواب ربِّ جہاں استعانتها که میخواهند کفار از بتاں وایس بیت ترجمہ آیت کریمه اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ است اندازه آرزو مندی و اندازه آرزو مندے آرزو مندے خود بروئے کشف انوار حقائق و مدد خواهی خود از حق تعالی در بیت ثانی میفرمایند۔