حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل)

by Other Authors

Page 259 of 470

حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل) — Page 259

حیات احمد ۲۵۹ جلد اول حصہ دوم پس اجمال آن در دل خود موجود است و تفصیل آن از پیروی کلام ربانی حاصل میشود و اگر مراد از درجه معرفت دراصل بخدا شدن است که وصف اولیاء و انبیاء است پس باید دانست که آن مقام از اختیار انسان بلند تر است و در انجا حکمت و تدبیر پیش نمی رود تفصیل این اجمال آنکه از تلاوت آیات ربانی ارادہ حق چنیں دریافت می شود که برائے ایمان آوردن بر وحدت باری تعالی و اذعان ہمہ صفات اوقوتے در دل انسان از دست تقدیر تحریر است وہماں قوت باعث تکلیف ایمان و نیز قوت من وجہ برائے کسب عبادت داده شد و ہماں باعث تکلیف عبادت است اما انسان بیچ قوتے برائے تقرب و وصال حق نمیدارد و انسان را بر علم حقائق انوارالہی طاقتے ومقدورے نیست۔چرا کہ خدا محکوم نیست که بر اراده انسان تابع باشد و انسان حاکم خدا نیست که در خزانه انوار ایزدی دست انداز گردد پس ذره امکان برذات محيط العالمین چگونه محیط گردد و یک کس مخلوق خالق ہمہ کس را چہاں دریافت کند - بدون آنکه او خود جلوه انداز گردد دویم دل را منور گرداند لہذا تقاضائے رحمت ایزدی اجازت استعانت از حضرت والائے خود بخشید بدیں مضمون کہ ہر گاہ بر نماز قائم شویم باید که در تصور اسماء وصفات حق تعالیٰ دل خود را از همه چیز با باز پس کشیده بظلمات حیرت انداز یم در آں وقت از خدائے خود استعانت بخواهیم کہ اے بار خدایا ما خویشتن را از نشیب گاه محسوسات حتی المقدور خود بر آوردہ سوئے تصور جلال تو مابر کشیدیم مگر از طاقت خود ہاں درگاہ عالی نتوانیم رسید اکنوں انتظار دستگیری تست اما باید که این تصور استعانت در آن ظلمات حیرت چناں با جان و دل یکے بوده باشد که گویا جان و دل صورت تصور است این غایت جهد ما بنی آدم است بعد ازاں بدرجہ معرفت رسانیدن وسوئے خود کشیدن کار خدا است چنانچه در آیتة كريمه اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اشاره بدیں استعانت است و کفار بتاں را مظهر این استعانت میدانند و آرام و اطمینانِ دل و رسیدن خود بدرجه معرفت از وسیله بتاں می خواهند چنانچہ گفتن اوشاں کہ بت ما وقت عبادت ہیچو عینک است دلالت بریس معنی دارد یعنی چنانچه عینک مددگار بصارت است و نظر را بمقصد اصلی میرساند همچناں بت ہائے ما مددگار دل اند که دل را از پراگندگی باز می دارند و بدرجه قرب و معرفت