حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل)

by Other Authors

Page 258 of 470

حیاتِ احمد (حیاتِ احمد۔ جلد اوّل) — Page 258

حیات احمد ۲۵۸ جلد اول حصہ دوم داشتند می خوردند و می نوشیدند و بول و براز میکردند و با زنان خود مجامعت می کردند و امور فواحش نیز از ایشاں سرزد شد چنانچہ ایں ہمہ بیان بر ناظر کتب ہنود مخفی نیست و تاویل پرستان ایس قوم میگویند که این ہرسہ ملائک بودند چنانچه سابق ذکر یافت و حکما ء ایشاں میگویند که این هر سه نام زمانه است و زمانه راسه جز و تقسیم میکنند و صاحب ملل و نحل و مصنف و بستان میگوید که قومے از ہنود ایں ہرسہ اشخاص را عبارت از خصیتین و آله تناسل داشته و باز در دلایل دیگران را خموش گردانیده۔آرے فَوْقَ كُلَّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ (يوسف: ۷۷) صفحہ اول سطر نم - میگویند که طعن بت پرستی خطا است اہل اسلام حقیقت عقائد مانے فہمند۔پیکر یکے را از میں ہرسہ مظہر الوہیت وجہ ہمت سے سازیم۔میگویم کہ ہر گاہ مجسم شدن نسبت حق تعالی باطل است پس این خیال از قبیل بناء فاسد بر فاسد شد۔صفحہ اوّل سطر دہم۔میگویند که نصب العین داشتن است برائے این است که تادل را از پراگندگی باز داریم میگویم دل را دو حرکت است یکے سوئے خارج و آں مبدء شہوات جسمانی است و باعث پراگندگی دل و منجملہ شہوات آں یکے بت پرستی است۔دویم۔حرکت سوئے داخل و آں مبدء قرب و معرفت است و باعث اطمینان و آرام و تقسیم نفس به نفس اماره و نفس تو امه و نفس مطمئنه تعمیر بریں بنیاد است و دل بر پراگندگی مخلوق نیست ور نه مکلف عبادت نشد ے۔میگویند کہ وجہ دیگر بر ورنہ برائے بت پرستی آن ست که دل را که خواهش دیدار میکند تحمیل از رو میکنیم - میگویم که خواهش دل وصال خدا است پس آں شوق بجز وصال خدا کجا تسکین خواهد یافت ایس بدوں میماند که کسی محتاج آب است او را باتش انداختن صفحه ۲ سطرا و ۲- میگویند که پایه پایه از مثال پرستی وا پر داختہ بدریائے حقیقت سے رویم و بُبت ما وقت پرستش ہچو عینک است بیش نیست یعنی چنانکه عینک مددگار چشم است همچنان بت ها مددگار دل اند و موجب سرعت وصول دل بدرجہ معرفت هستند - میگویم آن درجه معرفت از چه مراد است اگر عبارت از داشتن اسماء صفات حق تعالی است