درثمین فارسی کے محاسن — Page 328
۳۲۸ مصرع اول مصرع اول ضمیمه از افترا و کذب شماخون شد است دل ۳۰۰ مردم بدر عشق و صنم را خبر نه شد ۲۹۱ امن است در مقام محبت سرائے ما و امن کشان تروی زِمَن اسے یارِ مہوشم ۳۰۰ به سم ۳ از بندگان نفس ره آن مکان میپرس آنانکه بر دعاوی ما حمله پا کنند " TAI رفتی و در دعشق بجانم گذاشتی ضمیمه آمد تمام شهر به بیمار پرسی ام دردا که حین صورت فرقاں عیاں نماند این کارا نه تو آید و مردان چینی کنند بحر مضارع مثمن اخرب مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن از نور پاک قرآن صبح صفا و میده ۱۵۱ تا بر دلم نظر شد انه مهر ماه مارا بحر خفیف مسدس مخبون محذوف یا مکسور فعلاتن یا فاعلاتن مفاعل فعلن یا فعلان مردم از کارخ عالم آواز میست ضمیمه پشت بر قبله می کنند نماز هر که تف افگند به مهر منیر ۲۴۹ بر معتام فلک شده یا رب عیش دنیائے دوں دے چند است ۲۵۲ ۲۵۲) انه برایش محمد حسن را ۴ اسے در انکار مانده از الهام ۲۸۹ تا شود پیر کودک نادان اے سرخود کشیده اند فرقان ۳۲۴ کے شوی عاشق رخ یار سے ۱۶۹ اے خداوند رہنمائے جہان ضمی میں اسے بسا آرزو که خاک شده بسا 64