دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 16 of 203

دُرّ مکنون — Page 16

جذابه قران I 14 هر که آن معنی بخورد چون خم شد در نشان وجود خود گم شد وجود آن نه بینی که جذ به فقر آن زنده گر دست یک گروه جهان از ره فهم آن خور یکتا صد هزاران شدند مردو خدا از سر فهم آن گرش خوانی بر تو افت د جلال ربانی هر که قرآن بخواند از اخلاص از سر منیش چو اخلاص نیست ممکن کہ ہمیت باری نشود بر خیال او طاری هم بدی هشت فرورود کافر لیک دارد سیاهی وافر م پیچکس را دلے سیاہ یا سوئے کفر و فساد راه میاد ان نشستن به استازین فتار انه زراعت زمین خالی دار لیکن اس مرد کار خار همکار عشق شد از مزاج ما مکتوم ساختن بہت سوختن معدم ہر ہر طرف بوش پاریسائی باست لیکن دوست این حدیث جدا است درونه او رومند میداند ی خندد و نسبت داند چون رہے باز دارد از دلدا شهری دل روشن به بخش و پاکی انفس که منم نجس تر از حیض و نفاس تر چون ترا شور و شر بینگارند خواب هم بر دلت بشورانند گررود از دل تو شور و شی خواب تو سم بود ز حق خبری حال خود را تباه میداری خویشتن راه گوا میداری اینهمه از فساد ایمان است کار و بار توزان پریشان است خواب تو بہت بازی شیطان ہمچو بیداریت خیال و گمان