دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 163 of 203

دُرّ مکنون — Page 163

197 ذات او بے نظیر دانستن قدرت او کبیر دانستن ہم محبت فنر اید از ایمان شکر و حمد و سپاس برحسان ہم محبت فزاید از خیرات دادن اندرره خدا صدقات ہم محبت زمبر افزاید چون بلائے ز آسمان آید ہم محبت فزون شود آنرا که بدار و عزیز تر آن را چون کتاب خدائے رامین الفت آن کتاب بگزیند نامه یا ر خویش را خواند چاره کار خویش را داند از سر صدق و بندگی و نیاز بوسد آن حفظ منظهر اعجاز بر سر دیدگان خود مالد ہم بیاد تصور خود نالد مست گرد و بدید لنش یکبار عشق بازی کن بین اله یا ہر کرا عاشق رخش باید خدمتش را بدیده بشتابد سر که آمد ز عشق برخوردار ایزدش برخور انداز سر کابن عشق حسن مت دیم جانانہ در دلش آنچنان کند خانه اے مرا سوختہ زعشوه گری چه کنم تا تو سوئے من بنگری کنم تو بر دل ما ترجمه فرما یا نما باز پس بده دل ما ہم محبت شود بحق گوئی مرخداوند را رضا جوئی ہم محبت شود ز خود داری ترک خبث و فساد و بدکاری زین که پاک است آن سے جان نه پسند و مگر ره پاکان تابلوث گناه چرکینی هرگز آن شاه پاک نشینی