تحفة الندوہ

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 241 of 566

تحفة الندوہ — Page 241

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۳۹ مواهب الرحمن قضاة أو نتقدم إلى الحاكمين وأرادوا ذلّتنا، فأصبنا رفعةً وذكرًا حسنًا، کنیم یا بر در حکام رویم وایشان ذلت ما را اراده کردند پس ما بلندی و ذکر نیکو یافتیم وأرادوا مــوتــنـا وأشــاعــوا فيه خبرا، فبشرنا ربّنا بثمانين سنة من العمر أو هو ٢١ و موت ما خواستند و دران پیشگوئی کردند پس خدائے ما ما را بشارت هشتاد سال عمر داد بلکه شاید از بین زیاده و أكثر عددا، وأعطانا حزبًا ووُلُدًا وسكنا، وجعل لنا سهولة في كلّ أمرٍ، ونجانا مارا گرو ہے داد و فرزندان و همه چیزی که بدان آرام کنیم و در هر امر مارا سہولت دادو از هر کارفرومانده نجات بخشید من كل غمر ۔ وكنت فيهم كأنى أتخطّى الحيوات أو أمشى بين سباع الفلوات، و من در رایشان چنین بودم که گویا در ماران گام می زنم یا در درندگان میروم پس خدائے من پیش پیش من ہمیچور ہبرے برفت فمشى ربي كخفير أمامي، ولازمني في تلك الموامی۔ فكيف أشكر ربي الذي نجاني و در این بیابان با همراه من میماند پس چگونه شکر خداوند خود کنم که مرا از آفتها نجات داد بر ین کمزوری و من الآفات على كلولى هذا حسرات ۔ يا أسفا عليهم۔ إنهم لا يفكرون أن الكاذبين در ماندگی خود حسر تنها دارم اے افسوس! ایشان نمی فهمند که دروغگویان از حضرة عزت لا يؤيدون من الحضرة، ولا يتكلمون بكلام البر والحكمة، ولا يُرزقون من أسرار المعرفة۔ تائید نمی یابند و کلام حکمت نمی کنند و اسرار معرفت روزی ایشان نمی شود وهل تعلم كاذبًا شهدت له السماوات والأرض بالآيات البينة، واضمحلت به و آیا می شناسی چنین دروغگوئے را کہ برائے او آسمان وزمین به نشانہائے خود گواهی داده باشد و با و قوت شیطان مضحل قوة الشيطان وتخافت صوته من السطوة الحقّانيّة، وطفق يريد الغيبوبة كحية گشته باشد و آوازه شیطان از سطوت حقانیت او آهسته شده باشد و شروع کرد که پوشیده شدن را میخواهد همچو مارے تأوى إلى جُحْرِها عند رمي الصخرة؟ ثم مع ذالك تدعوا ظلمة الزمان إمامًا من که در وقت انداختن سنگ پناه بسوراخ خود می برد۔ باز با وجود این ظلمت زمانه اما می را که از خدا الرحمن، وقد انقضى من رأس المائة قريبًا من خُمسها، ودنت الملة لضعفها من باشد می خواهد و تحقیق گذشت از راس صدی قریب خمس صدی و نزدیک شد ملت اسلام بباعث ضعف آن