سناتن دھرم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 223 of 566

سناتن دھرم — Page 223

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۲۱ مواهب الرحمن وإني ما تفوهت قط بهذا فكيف إلى هذا القول يُعزى؟ يطلبني في ٣) ومن گا ہے این چنین کلمات بر زبان نرانده ام پس چگونه سوئے من منسوب کرده شدند - این کس مرا در بیابان نياط وأنا على بساط ، ويُبيّن ما فُهُتُ به بصورة أخرى۔ فأقول: على می طلبد ومن بر بساطی نشسته ام و آن سخنها میگوید که بصورت دیگر گفته بودم - پس میگویم رسُلِك يا فتى۔ ولا تَعْزِنِي إلى قول ما أتعزَّى۔ ومن حسن خصائل کہ آہستہ باش اے جوان و مرا بسوئے آن سخن منسوب مکن که من خود را سوئے آن منسوب نمی کنم و از سیر تہائے نیکو المرء أن يُحقق ولا يعتمد على كلّ ما يُروى۔ فاتق الله يا من يُجرح جلدتي که مرد را می شائد اینست که تحقیق کند و بر ہر روایتی که بشنو د اعتماد نه نماید ۔ پس بترس از خدا اے کہ پوست مرا مجروح ويُشهر منقصتى، وتعال أقص عليك قصتى، واسمع مني معذرتی می کنی و منقصت من مشهور می نمائی و بیا که بر تو قصه خود می خوانم و عذر من بشنو ثم اقض ما أنت قاض ، واخْطُ خطوة التقى واسلك سبيل التقوى، ولا تَقْفُ باز ہر فیصلہ که میخواهی اختیار تست که کرده باشی و همچو پر ہیزگاران گام بزن وراه پرہیز گاری برو و پس آن چیز مرد ما ليس لك به علم ولا تتبع الهوى۔ إني امرؤ يكلمني ربّي، ويُعلّمني من لدنه که بر و بوجہ یقین اطلاع نداری و ہوا پرستی مکن من مردی ام که با من خدا گفتگو میکند و از خزانه خاص خود مرا ويحسن أدبي، ويوحى إلى رحمة منه، فأتبع ما يُوحى، وما كان لي أن أترك تعلیم میدهد و با دب خود مرا تا دیب می فرماید و از رحمت خود بر من وحی می فرستند۔ پس من وحی او را پیروی میکنم و مرا چه شد شد که که سبيله وأختار طرقًا شَتى۔ وكلّ ما قُلتُ قلت من أمره، وما فعلت شيئًا راه او بگذارم و طریقہ ہائے متفرق اختیار کنم و هر چه گفتم از امر او گفتم و از خود چیزی عن أمرى، وما افتريت على ربّى الأعلى، وقد خاب من افترى۔ أتعجب نه کرده ام و بر خداوند بزرگ خود دروغی نه بستم و بلاک شدنی است آنکه مفتری است چه ازین من هذا ؟ فلا تعجب من فعل القدير الذي خلق الأرض والسماوات العلى، کاروبار تعجب میکنی پس بر کار آن قادر پیچ تعجب مکن که زمین و آسمان ہائے بلند را پیدا کرده است ۔