نسیمِ دعوت

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 257 of 566

نسیمِ دعوت — Page 257

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۵۵ مواهب الرحمن إن رأيتمونا من الأخسرين، وإنا سنزجى الأيام إن شاء الله آمنين ۔ ۳۷ اگر ما را به نسبت دیگراں زیادہ تر زیاں کار یافتید ۔ و ما بفضلہ تعالیٰ ایس روز ہا را با من بسر خواهیم کرد فما سمع كلامنا أحد من الأعداء ، وضحكوا علينا وسخروا منا وأوذينا كل پس هیچ دشمنی کلام ما نشنید و بر ما خندیدند و استهزا کردند و بهرگونه ایذا داده شدیم۔ الإيذاء ۔ وما زلنا غرض سهام، ودَرِيّة رماح كلام، حتى أتى الوقت الموعود، و ما همیشه بودیم نشانه تیرها و نشانه نیزہ ہائے کلام تا آنکہ وقت موعود بیامد وبدا القدر المعهود، وهو أن الطاعون لما تمكن من حصاره، وأحدق و تقدیر معہود آشکارا اگر دید و آن این است که هرگاه طاعون قلعه خود را مضبوط ساخت۔ و ہمہ دیوار ہائے بجميع أسواره، أوجست الحكومة في نفسها خيفة، وطلبت للتطعيم زمرةً خود تکمیل رسانید حکومت برطانیه در دل خود به ترسید۔ و برائے خال زدن گروہی حاذق حاذقة فقلت في نفسي إنها فعلت كل ما فعلتُ بمصلحة ولكنها حرب بمشية از اطباء بطلبید پس در دل خود گفتم که این حکومت هر چه کرده است نیک اراده کرده ست مگر آن جنگی ست بمشیت مقدرة ، فإن القيام في جنب قدر الله قعود، والتيقظ رقود، والسعى خدا تعالی چرا که بمقابلہ خدا استادن در حقیقت نشستن است و بیداری در حقیقت خواب است و دویدن در حقیقت سكون، والعقل جنون، والرأى خرافة، والإصلاح مفسدة ۔ وكان القوم آرمیدن است و عقل در حقیقت جنون است ۔ ورائے زدن بے عقلی است و اصلاح در حقیقت تباهی انداختن است و قوم ما را يجهلوننا ويخطئون، ويكذبون بنبأنا ولا يصدقون فكنا ننتظر بنادانی منسوب می کرد و تکذیب ما می کردند و تصدیقی نمی کردند و ما انتظار می کردیم ما يفعل الله بنا وبهم، وكان الناس يتحدثون على رغم ما قلنا لهم ۔ که خدا باما و ایشان چه می کند و مردم بر خلاف ما با هم گفتگو می کردند فلما أكثر الكلام، وقيل : أين الإلهام، إذا فراستي ما أخطأت، وكياستي پس چون گفتگو بسیار شد و گفتند که الهام کجا رفت پس ناگاه فراست من خطا نه کرد وزیر کی من