مواہب الرحمٰن — Page 230
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۲۸ مواهب الرحمن ربي الذي لا يترك المخلوق سدى ۔ وإني والله صدوق وما كُنتُ أن أتمنى، فرستاده است که مخلوق خود را ضائع نمیگذارد و من بخدا صادقم و آن نیستم که دروغ بگویم ۔ ففَكِّر وكذالك من الكرام أتمنى، ولا تجادلني في ترك التطعيم، وقُل پس فکر کن و همچنین از بزرگان امید می دارم و در باره ترک خال زدن با من مجادله مکن و بگو که رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا ۔ ولله تصرفات في مخلوقه بالأسباب ومن دون الأسباب اے رب من علم من زیاده کن و مرخدا را در مخلوقات خود تصرف هاست با اسباب و بغیر اسباب۔ ويعلمها أولو النهى ۔ بل هذا كاللُّب وذاك كالقشر، فلا تقنع و عقلمندان او را میدانند بلکه تصرف بے اسباب ہمچو مغز است و با اسباب ہمچو پوست پس ہمچو فرقہ بالقشــــر كــــالقدرية، واطلب سر أقداره ليعطى ۔ قدریه بر پوست قناعت مکن و از قدرتہائے او تعالی بجو تاتر اعطا شود إن الله يفعل ما يشاء ، ولا تُدركه الأبصار، ولا تحده الآراء ، ولا خدا هر چه خواهد میکند و چشم ها بکنه قدرت او نتوانند رسید ورائے ہاحد بست اونتو انند کرد و يحتاج إلى مادة وهيولى ۔ وإنّه قادر على أن يشفى المرضى من غير دواء، او حاجت ماده و هیولی نمیدارد و او قادرست که مریضان را بغیر دوا شفا دهد ويخلق الوُلْدَ مِنْ غَيْرِ آباء، ويُنبت الزرع مِنْ غَيْرِ أَنْ يُسْقَى ۔ وما كان و فرزندان را بغیر پدر پیدا کند و کشت را بغیر آب پاشی بکمال او رساند و طاقت دوا لدواء أن ينفع من غير أمر ربّنا الأعلى ۔ يودع التأثير فيما يشاء ، وينزع نیست که بغیر امر خداوند بزرگ ما نفع رساند او در هر چه خواهد تا شیر ودیعت می نهد و از هر چه خواهد عما يشاء ، وله الأمر في الأرض والسماوات العلى ۔ ومن لم يؤمن بتصرفه التام، آن تا ثیر بیرون میکشد و مراوست را حکم در زمین و در آسمان ہائے بلند و هر که بر تصرف تام او ایمان نیار دو نشناسد آن امر ولم يعرف أمره الذى لم يأبه ذرّةٌ من ذرّات الأنام، فما قدره حق قدره، او را که یک ذره از ذرات مخلوق از دسر با زنتواند ز د پس اوقد رو منزلت خدا را نشناخت چنانچه حق قدر شناختن است