لُجَّة النّور

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 470 of 530

لُجَّة النّور — Page 470

روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۷۰ لجة النور جاهل لا يعلم العربية، بل أُمِّى لا يعرف الصيغة ۔ ثم إذا جَلَّحنا عليهم جاہلی است که عربی را نمی داند بلکه ناخوانده است که صیغه را نمی شناسد باز چوں باقدام شدید برایشاں ففروا كفرار الحمر من الضرغام أو الجبان من السهام، ورأوا منى | گذر کردیم پس بگریختند همچو گریختن خران از شیر یا همچو گریختن بز دل از تیر ہا۔ واز من چیزی دیدند ما يرى صبي عند حلول الأهوال، أو عصفور من عقاب إذا انقضت که طفلی بر وقت فرود آمدن خوف ها می بیند یا کنجشک از باز چون برو افتد از قله کوه ها عليه من قنن الجبال ۔ وكانوا حسبوني كشاةٍ جَلْحاء، فَمَسَّهم منا و بودند که گمان می داشتند نسبت من گویا ہمچو گوسپندے بستم که بر سر سرون نمی دارد پس ناطح فقالوا بقرة قرناء۔ ومن جاءني منهم متسلحا، جعلته چوں حس کرد ایشان را از ما مشقت گفتند گاوی است سرون دار و هر که از ایشان نزد من سلاح پوشیده بیامد ۔ مجلحًا، بما أغروا كلابهم على لحم البراء، وأوتغوا الدين پس اور اہمچو آن درخت بد حال کردم که اور اچار پایاں چنداں خورند که از و چیزی نماند چرا که اوشاں بر گوشت بے گناہاں سگان خود را بگذاشتند بالافتراء ، فكان جزاء هم أن يُفشَغوا ويُنسغوا، أو يُطعنوا و و دین را از افتر انقصان رسانیدند پس جزاء اوشان این بود که زیر نشانه تا زیانه آورده ایشان را تا زیانه ها بزنند یا بسخنان سخت يندغوا ۔ ويريدون أن يخوفونى وكيف مخافتى، وإن هم مجروح کرده شوند میخواهند که مرا بترسانند و چگونه از یشان بترسم - جز این نیست که ایشاں إلا عوافتى يفسقون الناس وأنفسهم ينسون، ويكذبون الصادقين شکار من اند که بوقت شب برایشاں کامیاب شدم به فستق نسبت می دهند مردم را و خویشتن را فراموش میکنند و تکذیب صادقال ولا يخافون لا يقومون في المضمار، ويُعدون لأنفسهم سبعين می کنند و نمی ترسند در میدان نمی ایستند وطیار میکنند هفتاد سوراخ ہمچو موش ۱۳۸ منفذا كالفأر للفرار ۔ وكانوا أشهدوا الله على كف اللسان وعاهدوه برائے گریختن و بودند که گواه گردانیده بودند خدا تعالی را بر بسته داشتن زبان و عهد کردند بدو