لُجَّة النّور — Page 456
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۵۶ لجة النور ينقح الإنشاء ، ويتصرف فيه كيف شاء ، بل يظهر أنه أعجم که سخن پاکیزه تواند گفت و تصرف کند در انشا بہر طور یکه خواهد و ظاهر می شود که او ژولیدہ زبان ويضاهي العجماء، ولا يعلم ما الأدب ولا يدرى هذه الطريقة است و هیچو چار پایان است و نه می داند که ادب چه باشد و ازیں طریقہ روشن بے خبر می باشد ۔ الغراء ۔ ثم إذا عُرض عليه المرضى للمداواة ، كما ادعى في باز چون بیماراں برو پیش میکنند برائے علاج بمطابق آن که در بعض اوقات دعوی بعض الأوقات، فما كان أن يفرّق بين السكتة والسبات ۔ و کرده بود پس این قدر تمیز او را نمی باشد که در سکته و سبات فرق تواند کرد و ربما يحسب الدقَ لَفِقةً، وانطباق المَرِيءِ ذُبحةً، ويسمى بسا اوقات تپ دق را تپ شقه گمان می کند و انطباق مری را ذبحه نام می نهد و بیماری السَبَلَ سُلاقًا، وضيق النفس خُنّاقًا، ويستعمل في مواضع سبل را که خارش و سیلان رطوبت و ضعف بصر باشد سلاق نام می نهد و سلاق آن بیماری است که غلفت و سرخی جفن التسخين كل ما هو مُطفّى للحرارة، و مبرد و سقوط مژه در ولازم است و نام ضیق النفس خناق می نهند و دور به محل ہائے گرم کردن بدن آن دواہا استعمال میکند که للمعدة، و يأمر بأن يؤتى المريض كثيرًا من الخس و حرارت را فرونشاند و معده را سرد میکند و حکم میکند که مریض را کاهو و کافور و کشنیز بسیار الكافور والكزبرة، ويحسب له كَشُكَ الشعير أجود الأغذية داده شود گمان میکند آب جو برائے مریض بہترین غذا ہا ۔ ويأمر أن يتجنب اللحم والأبازير الحارة ، ولا يقرب شيئًا و حکم میکند که بیمار از گوشت و مصالح ہائے گرم و هر چیزی که گرم باشد من الأشياء المسخّنة، فيكون آخر أمر العليل، أن الأورام الباردة | پرهیز کند پس آخر امر بیمار ایس می گردد که ورم ہائے سرد و سہو کتابت معلوم ہوتا ہے او در ہونا چاہیے۔ (ناشر)