لُجَّة النّور — Page 379
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۳۷۹ لجة النور ويُعطى له من الخوارق ما أُعطى لرسوله المتبوع المقبول۔ و ۳۸ و او را ازاں خوارق داده می شود که رسول متبوع را عنایت شده و قد اتفق أهل القلوب على أن الولاية ظل للنبوة، فما كان اہل دلہا بریں متفق اند که ولایت ظل نبوت است پس هر چه في الأصل من أنواع كمال يُعطى للظل علامة للظلية ۔ و اصل را از انواع کمال باشد ظل را نیز می دهند تا آن نشان ظلیه باشد و كان من كمالات رسولنا صلى الله عليه وسلم معجزة حسن البيان از کمالات رسول صلی اللہ علیہ وسلم یکے ایس بود که او را معجزه حسن بیان داده بودند كما هو تجلى في مرآة القرآن، فمن شرائط الولاية الكاملة | چنانچه این امر از آئینه قرآن ظاهر است پس از شرائط ولایت کامله این است إعجاز الكلام، ليتحقق الظلية بالتشبه التام ۔ و که ولی را اعجاز در کلام باشد تا بوجه تحقیق ظلیت تشبه نام حاصل گردد و لا يختلج في قلبك أن هذا الأمر يقدح في معجزة كتاب در دل تو این وسوسه نه گذرد که بدیں نوع کرامت کہ بلاغت بیان است در معجزه قرآن الله المجيد، فإن الظل ليس بشيء بل يتراءى بلباسه الأصل۔ قدمی واقع می شود چرا که ظل بذات خود چیزی نیست وظل در ماهیت خود ہماں اصل است ويتجلى هوية الأصل في مرآة الظلّ كما لا يخفى على الرشيد۔ که بصورت ظل ظاهر شده مثل صورتها که در آئینه منعکس می شوند ولو فرض القدح لبطلت المعجزات كـلـهـا بـالكــرامـات، فإنهـا واگر فرض کنیم که از میں قسم کرامت قدم در اعجاز قرآن کریم لازم می آید پس ازیں خیال قد شابهها في صور ظهورها على وجه الخرق وكونها فوق العادات۔ ہمہ معجزات بکرامات اولیا باطل می گردند زیرا نکه آن همه کرامات در بودن آنها خارق عادت مشابه به معجزات افتاده اند