حقیقةُ الوحی — Page 731
روحانی خزائن جلد ۲۲ ۷۳۱ ضمیمه حقيقة الوحى۔ الاستفتاء عفنا لقياكم ولا أستكره لو حل بيتى عاسل البيداء ١٠٣ ما از ملاقات شما کراہت مے داریم اليوم أنصحكم وكيف نصاحتی امروز شمارا نصیحت می کنم و نصیحت من و ما پیچ کراہت نداریم اگر گرگ دشتی بخانه ما در اید قوما أضاعوا الدين للشحناء آن قوم را چه فائده بخشد که از کینه دین را ضائع کرده اند قلنا تعالوا للنضال وناضلوا فتكنسوا كالظبي في الأفلاء پس ہمچو آهوان در بیابان ها پوشیده شدند لا يبصرون ولا يرون حقيقةً وتهالكوا في بخلهم ورياء ما گفتیم که برائے مقابلہ بیائید و در عربی مباحثه کنید نہ مے بینند و نه حقیقت را دریافت می کنند هل في جماعتهم بصير ينظر و در نخل و ریا بمردند آیا در جماعت اوشان بیننده است که سوئے من مـا نـــاضــــــلونــي ثم قالوا جاهل انظُرُ إلى إيذائهم وجـــــــاء نحوی کمثل مبصر رنّاء مثل مبصر غور کننده به ببیند با من مقابله نکردند با ز گفتند که جاهل است ایذاء ایشان به بین و جفاء ایشان به بین دعوى الكماة يلوح عند تقابل حد الظبات ينير في الهيجاء دعوی بهادران وقت مقابله ظاهر می گردد رجل ببطن بطالة بطالة تیزی شمشیر با در جنگ روشن می شود در شهر بباله که از بطالت پر است تغلى عداوته كرعد طخاء مردیست که دشمنی او همچور عدا بر در جوش است لا يحضر المضمار من خوف عرا يهذي كنسوان بحجب خفاء از خوف که می دارد بمیدان نه می آید و همچو زنان در پرده ژاژ می خاید قد آثر الدنيا وجيفة دشتِها والموت خير من حياة غطاء دنیا و مردار آن را اختیار کرده است ياصيد أسيافي إلى ما تأبز لا تنجينك سيرة الأطلاء و مردن از زندگی پرده بسیار نیکو است اے شکار شمشیر ہائے من تا بکے جست خواہی کرد نجست أرض بطالة منحوسة تو زمین بٹالہ را خراب کردی تر اسیرت بچگان آہو نجات نخواهد داد أرض مـحــربـئة من الحرباء از وجود یک حر با تمام زمین از حربا پر است إني أريدك في النضال كصائد لا يركن أحد إلى إرزاء پس باید که هیچکس تر ا پناه ند ہد من ترا در روز مناضله مثل شکار جو بینده می خواهم