حقیقةُ الوحی

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 725 of 830

حقیقةُ الوحی — Page 725

روحانی خزائن جلد ۲۲ ۷۲۵ ضمیمه حقيقة الوحي۔ الاستفتاء لا ضيــــر إن ردوا كـلامـي نــــخوةً فَسَيَنجَعَنُ في آخـــــریــن ندائی ۹۷ بیچ مضائقہ نیست اگر کلام مرا از تکبر خود رد کردند عنقریب این کلام در دلہائے دیگر ان اثر خواهد کرد لا تنظُرَنُ غَرُوا إلى افتائهم غُس تلا غُسَّا بِنَقْعِ عَمَاءِ سوئے فتوی ہائے ایشان نگہ مکن احمقے احمقی را در گرد و غبار کوری پیروی کرد قد صار شيطان رجيم حبَّهُم يمسى ويُضحي بينهم للقاء شیطان رانده محبوب شان شده است برائے ملاقات شان شام می آید و صبح می آید أعمى قلوب الحاسدين شرورهم أعرى بواطنهم لباس رياء دل حاسدان را شرارت ایشان کور کرد و جامه ریا باطن ایشان را بر هنه نمود آذوا وفي سُبل المهيمن لا نرى شيئًا ألذ لنا من الإيذاء مرا این ادادند و در راه خدا ہیچ چیزے لذیذ تر از اذیت مرا نیست ما إن أرى أثقالهم كجديدة إني طليح السيح والأعباء بار ہائے ایشان نزد من با رنو نیست نفسى كعسبُرَةٍ فَأُحْنِقَ صَلْبُها نفس من مثل ناقه است پس کمر آن ناقه هذا ورَبِّ الصادقين لأجتني من همین اصول دارم مگر قسم بخدائے راستبازان إن اللام يحقرون وذمهم لیمان تحقیر من بمذ مت خود می کنند زَمَعُ الأنـــاس يـحـمـلـقـون كثـعـلـب مردمان سفله بر من همیچور و با حمله می کنند من فرسوده سفر و فرسوده با رها هستم من حمل إيذاء الورى وجفاء از این اها و جفا با لاغر شده است نعم الجنا من نخلة الآلاء که همیشه من از درخت نعمت ها میوه می چنیم ما زادني إلا مـقـام ســـــــاء مگر خدائے من مرا بلندی با داد يؤذونني بتحوب ومُواءِ و از آواز روباه و آواز گر به مرا ایزا می دهند والله ليس طريقهم نهج الهدى بل منية نشأت من الأهواء بلکہ آرزوئے نفسانی است که از هوا و هوس پیدا شده است بخدا این راه شان راه هدایت نیست أعرضت عن هذيانهم بتصامم وحسبتُ أن الشـر تــحــت مـــراء من از هذیان ایشان دانسته خود را بهره کرده کناره کردم و دانستم که زیر مجادله شر است انا صبرنا عند ايذاء العدا فعلوا كمثل الدخ من إغضائي پس بتکبر برآمدند ومثل دود از چشم خوابیدن من بلند شدند بر وقت ایذاء دشمنان ما صبر کردیم