براہین احمدیہ حصہ چہارم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 86 of 849

براہین احمدیہ حصہ چہارم — Page 86

۹۵ روحانی خزائن جلد 1 ۸۴ براہین احمدیہ حصہ دوم الا ایک خواہی نجات از خدا بقصر نجات از در حق در آ و بحق گرد و حق را بخاطر نشان منه دل بباطل جو کثر خاطران مشو عاشق زشت رو زینهار وگر خوب گم گردد از روزگار زمین از زراعت تهی داشتن به از تخم خار خسک کاشتن اگر گرددت دیده عقل باز بجوئی ره حق ز عجز و نیاز طلبگار گردی بصدق ولی بخواب اندر اندیشه هم نگسلی نگیری دے استراحت از ان مگر چون حق بازیابی نشان اجل برسرت ہستی ات چون حباب توزین سان سر اندر نهاده بخواب اجداد پیشین نگر که چون در گذشتند زین رهگذر باباء و در اندک زمان بیادت نماندست انجام شان فراموش کردی خودت با اجل چیست از مکر و بند چه دیوار داری کشیده بلند به چو ناگه نهنگ اجل در کشد چرا آدمی این چنین سر کشد بدنیائے دون دل مبند اے جوان تماشائے آن بگذرد ناگهان بدنیا کیسے جاودانه نماند یک رنگ وضع زمانه نماند بدست خود از حالت دردناک سپردیم بسیار کس را چو خود دفن کردیم خلقے کثیر چرا یاد ناریم روز ز خاطر چرا یاد شان افگنیم به خاک اخیر نه ما آهن جسم و روئیں تنیم بترس اے معاند ز قہر خدا که سخت ست قهر خداوند ما نا کردن ترس پروردگار بسا شهر ویران شدند ازان بے ہراسان نشانے نماند نشانی چه یک استخوانی نماند به ہمہ زیر کی در هراسیدن ست و دیار وگرنه بلا بر بلا دیدن ست