براہین احمدیہ حصہ سوم — Page 179
روحانی خزائن جلد 1 ۱۷۷ براہین احمدیہ حصہ سوم اور ملعون اور جہنمی کہنے سے بلکہ نہ بنانے والوں کے لئے بحالت انکار سزاء موت مقرر ــراا بقیه حاشیه نمبر ما فتادہ بے ہنر در جسم و جان حمق باشد دم زنی با آن یگان چیست دین خود را فنا انگاشتن و از سر هستی قدم برداشتن چون بیفتی با دو صد درد و نفیر کس ہمی خیزد که گردد دست گیر با خبر را دل تپد بر بے خبر رحم بر کوری کند اہل بصر بچنین قانون قدرت او فتاد مر ضعیفان را قوی آرد بیاد چون ازین قانون شود رحمان برون رحم یزدان از همه باید فزون آنکہ او ہر بار ما برداشت است بیچ رحمت را فرو نگذاشت است چون ز ما غافل شود در امر دین شرمت آید از چنین انکار وکین دل منه در خاکدان بے وفا یاد کن آخر وفا ہائے خدا بار باشد بر تو ثابت کاین عقول بارہا دیدی بعقل خود فساد با ز نخوت میکنی بر عقل خویش مبتلا هستند در سهو و ذهول بارہا زین عقل ماندی بے مراد و از دلیری میروی نادیده پیش نفس خود را پاک کن از هر فضول ترک خود کن تا کند رحمت نزول لیک ترک نفس کے آسان بود مردن و از خود شدن یکسان بود این چنین دل کم بود در سینه کان بود پاک از غرور و کینه در حقیقت مردم معنی کم اند گو ہمہ از روئے صورت مردم اند به ہوش کن ای در چی افتاده عقل و دین از دست خود در داده غیر محدودی محدودی مجو کار نور محض از دودی مجو آنچه باید جست با عجز و نیاز تو مجو با کبر و خود بینی و ناز وه چه خوب است این اصول رہروی یادگار مولوی مثنوی زیر کی ضد شکست است و نیاز زیر کی بگذار و با گولی بساز زانکه طفل خورد را مادر نهار در دست و پا باشد نهاده در کنار وسوسہ دوم:۔ اگر یہ بھی قبول کر لیں کہ معرفت کی تکمیل کے لئے ایک ایسے الہام کی ١٦٦