انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 235 of 448

انجام آتھم — Page 235

روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۳۵ مكتوب احمد از بيانًا من الماء الفرات۔ وكما جعلني من الهادين المهديين، جعلني أفصح المتكلمين ۔ ۲۳۵ افزون تر کرد که ابوالحسن علی و ابوعبدالله جعفر وابو عیسی ابراہیم و پدر ایشان محمد بن موسیٰ بن حسن بن فرات بود و مرا در بیان شیرین تر فكم من ملح أعطيتها ، وكم من عذراء عُلِّمتُها فمن كان من لسن العلماء ، آب شیرین کرد و چنانکه مرا از بادیان مهدیان ساخت همچنان مرا افصح المتکلمین کرد۔ پس بسیاری از نمکین وحوَى حُسْنَ البيان كالأدباء، فإنى أستعرضه لو كان من المعارضين المنكرين۔ سخنان هستند که مرا عطا کردند و بسیاری از نو پیدا نکات هستند که مرا تعلیم آن دادند ۔ پس آنکه از زبان آوران علماء باشد و هیچو وقد فقتُ في النظم والنثر، وأُعطيتُ فيها نورًا كضوء الفجر، وما هذا اد بیان حسن بیان را جمع کرده باشد۔ من اور ابرائے معارضه می خوانم اگر از معارضین و منکرین باشد و من در نظم و نثر فائق شدم فعل العبد، إن هذا إلا آية ربّ العالمين۔ فمن أبى بعد ذلك و انزوى، و ما بارزنی و ما ودران هر دو مرا ہمچو روشنی صبح نورے عطا فرموده اند و این فعل بنده نیست این نشان رب العالمین است۔ پس انبری، فقد شهد على صدقى ولو كتم الشهادة وأخفى۔ يا حسرة على الذين ہر کہ بعد زین از معارضه انکار کرد و یکسو نشست و بمقابله در میدان نیامد و نه پیشقد می کرد۔ پس او بر صدق من گواہی یذکرونني بإنكار ! لم لا يأتونني في مضمار ؟ يشهقون في مكانهم كحمار، ولا داد اگر چه شهادت را پوشیده داشته باشد ۔ اے حسرت بر آنانکه مرا با نکار یادمی کنند ۔ باز در میدانے بمقابله من نمی يخرجون كممار، إن هم إلا كعُودٍ ما له ثمر، أو كنخل ليس عليه تمر ، ثم مع ذلك آیند ۔ ہمچوخر بر مکان خود آواز با بردارند و چون جنگ کننده بیرون نمی آیند ۔ ایشان همچو شاخی هستند که او را پیچ يخدعون الجاهلين۔ إن هم إلا كدارٍ خَرِبة، أو جُدران منقضة۔ يُعلمون الناس ما لا ثمرے نیست۔ یا ہمچو درخت خرما هستند که بر و هیچ خرما نیست باز بدین حالت جاہلان را فریب می دهند۔ ایشان يعملون، ويقولون ما لا يفعلون ۔ خبت نارهم، وتوارى أوارهم، وختم الله على قلوبهم چیزے نیستند مگر چون یک خانه ویران ۔ یا مانند دیوار ہائے کہ فرو افتاده باشند۔ مردم را چیز های آموزند که خود