آئینہ کمالاتِ اسلام

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 56 of 776

آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 56

روحانی خزائن جلد ۵ ۵۶ آئینہ کمالات اسلام ۵۶ همه خلق و جهان خواہد برائے نفس خود عزت خلاف من که میخواهم براہِ یار ذلت را همه در دور این عالم امان و عافیت خواهند چه افتاد این سر ما را که میخواهد مصیبت را مراهر جا که می بینم رخ جانان نظر آید درخشد درخور و در ماه بنمائد ملاحت را حریص غربت و عجزم ازاں روز یکه دانستم که جادر خاطرش باشد دل مجروح غربت را من آن شارخ خودی و خودروی از پیج بر کندم که می آرد ز ناپاکی بر نفرین و لعنت را اگر از روضه جان و دل من پرده بردارند به بینی اندران آل دلبر پاکیزه طلعت را فروغ نور عشق او زبام و قصر ما روشن مگر بیند کسی آن را که میدارد بصیرت را نگاه رحمت جانان عنایتها بمن کردست وگرنہ چوں منی کے یا بد آن رشد و سعادت را نظر بازان علم ظاہر اندر علم خود نازند از دست خود فکنده معنی و مغز و حقیقت را همه فهم و نظر در پردہ ہائے کبر پوشیدند چنان خواهند ایں خمرے کہ پاکاں جام قربت را خدا خود قصه شیطان بیاں کر دست تا دانند که این نخوت کند ابلیس ہر اہل عبادت را بلفاظی بسر کردند عمر خود بلا حاصل دے از بهر معنی ہانمی یا بند فرصت را گزاف ولاف شان در ظاہر شرعست هم باطل کہ غافل از حقائق کے نکوداند شریعت را مسیح ناصری را تا قیامت زنده می فهمند مگر مدفون یثرب را ندادند این فضیلت را صل اللہ علیہ وسلم" ز بوئے نافۂ عرفاں چو محروم ازل بودند پسندیدند در شان شه خلق این مذلت را ہمہ ڈرہائے قرآن را چو خاشا کے بیفکندند از علم ناتمام شان چها گم گشت ملت را همه عیسائیان را از مقال خود مدد دادند دلیری با پدید آمد پرستاران میت را در این هنگام پر آتش بخواب خوش جہاں خستم زماں فریاد میدارد که بشتابید نصرت را شب تاریک و بیم دزد و قوم ما چنین غافل کجازیں غم روم یا رب نما خود دست قدرت را