آئینہ کمالاتِ اسلام — Page 28
روحانی خزائن جلد ۵ ۲۸ آئینہ کمالات اسلام ہر قدم کا ندر جناب حضرت بے چون زدم دیدمت پنهان معین و حامی و نصرت شعار در دو عالم نسبتی دارم بتو از بس بزرگ پرورش دادی مرا خود ہمیچو طفلی در کنار یاد کن وقتیکه در کشفم نمودی شکل خویش یاد کن هم وقت دیگر کاآمدی مشتاق دار یاد کن آن لطف و رحمتها که با من داشتی و آن بشارت ها که میدادی مرا از کردگار یاد کن وقتے چو بنمودی به بیداری مرا آن جمالی آن رنے آن صورتے رشک بو بہار آنچه ما را از دو شیخ شوخ آزاری رسید یا رسول الله بپرس از عالم ذو الاقتدار حال ما و شوخی این هر دو شیخ بد زبان جمله میداند خدائی حال دان و بردبار نام من دجال وخال و کافرے بنهاده اند نیست اندر زعم شان چون من پلید و زشت و خوار هیچکس س را بر من مظلوم و همگین دل نه سوخت جز تو کاندر خوابها رحمت نمودی بار بار هان خداوند کریم و دلبر و محبوب من داد و هر دم میدهد تسکین ۔ مد تسکین مرا چون غمگسار صبر کردیم از عنایاتش برین صد ضرب و کوفت سرمه در چشمی نیاید تا نمی گردد غبار ایکہ تکفیر مسلمانان کنی از نخل و کین شرمت آید از خدائے عادل و ذی اختیار سهل باشد از زبان خویش تکفیر کسے مشکل افتد آن زمان چون پرسد از وی کردگار کلمه گویان را چرا کافر نہی نام اے اخی گر تو داری خوف حق رو بیخ کفر خود برار