مکتوبات احمد (جلد پنجم)

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 49 of 563

مکتوبات احمد (جلد پنجم) — Page 49

مکتوبات احمد ۴۹ جلد پنجم بحضور جناب حضرت اقدس رسول اللہ وخلیفہ اللہ مسیح موعود و مہدی مسعود علیہ الصلوۃ والسلام السلام علیکم ورحمۃ اللہ و برکاتہ اما بعد عرض بنده خاکسار این است که از جانب والد صاحب من مکتوب آمده است ۔ نقلش بر پشت این کاغذ نوشته ام لیکن حاصلش این است که ضرور بخانه خود بیائید واگر نیامدی من در روز آخرت از شما بیزار هستم و دل من از شما آزرده است و خود من در این امر بسیار عذرہا دارم اول این است که از حضور حضرت اقدس من دور می شوم و این در دل من از قتل و از هر مصیبت و از هر خسران زیادہ تر محسوس می شود دیگر این که سبق قرآن شریف میخوانم بعض حاصل کرده و اکثر مانده است و ایضاً کتاب ہائے حضرت اقدس مطالعہ مےکنم ۔ اندک اندک مطالعه کرده ام اکثر مانده است و این هر دو در آن ملک حاصل نمی شود من محروم می شوم ۔ این هم از قتل بدتر و شدیدتر است دیگر اینکه در ملک من خوف ہلاکت جان هم است و خوف ہلاکت دین هم است و هر دو را من خود بخود محسوس نموده ام و تجربه کرده ام چنان که صاحب نور مرحوم برادر احمد نور بملک خود آمده بود پس بر او سپاهان شدید مقرر شده بود لیکن به سبب گریخت کردن نجات یافت والا ہلاک بود و خودمن در ملک خود از صاحب نور مرحوم در باب مریدی مسیح موعود در آن ملک در شهرت کم نیستم بلکه مشهور تر هستم - چرا که در زمانہ سابقہ ہمراہ شہید عبدالرحمان اینجا آمده و در بیعت داخل شده بودم و در ملک خود مردمان را حال من خوب معلوم است و ایضاً در حق خودمن این تجربه کرده ام و محسوس نموده ام که بعد از شهادت شهید مرحوم مولو یہائے آن ملک ہمراہ من بسیار نزاع کردند - چرا که در آن ملک مثل روز روشن آشکاره هستم که این از پیروان و مریدان شهید مرحوم است - بسیار محنت با وخوفها بسر خود مے برداشتم - چرا کہ والد صاحب من در آن وقت نیز همین گفت که اگر شما بروید من از شما ناراض هستم - از سبب لا چاری کاردین را پوشیده می کردم خوب میدانستم که بسیار گنہگار هستم چرا که اقوال و افعال من مثل اہل تشیع بود در تقیه کردن ۔ علاوه بر این بعض دشمنان من که نهایت شدید تر مخالف اند بحاکمان آن ملک