تاریخ احمدیت (جلد 2) — Page 332
تاریخ احمدیت جلد ۲ ۳۲۹ کابل میں حضرت سید عبد اللطیف صاحب کی درد ناک شہادت ایک چشم دید شهادت الماء حاجی خواجہ محمد عمر هشتاد و هفت سال ساکن خوست حال مهاجر افغانستان کرم ایجنسی سده ر پاکستان من میر قلم را خوب می شناسم بسیار دوست ما بود۔بجائے مامی آمد و من بجائے او می افتم۔او عن بیان کرده بود که زمانه شهادت صاحبزادہ سید عبد اللطیف صاحب جوان بودم جنازه اش که می آورد در حد المراعی جدران خوست رسانید برائے من خبردار که شما چند نفراں برائے معاونت جنازہ صاحبزادہ صاحب مرحوم در المراعی جدران به آمده من همراه چند نفر دیگر در مواضع الراعی جدران رسیدم جنازه او را بشانه گرفتیم در خوست در مقام سید گاه بخانه خود صاحبزادہ صاحب مرحوم رسانیدیم و در مقبرہ آبائے آشان دفن کردیم بعد از دفن او که خبر مشهور شد ہر قسم مریضاں برائے شفاء بمرقد مبارک او می آمدند - شفا می یافتند - این آوازه بسیار مشهور شد - این خبر بہ امیر حبیب الله در کابل رسید - امیر حبیب اللہ برائے حاکم خوست خبر داد که تابوت او را از قبر بکشید بہ جائے نا معلوم دنی کنید که قبر او گم شود بعد آن حاکم خوست با قبرار بامدند - وقت نماز خفتن تابوت او از مدفن کننبه در مقبره قوم متون به دامن کوه دفن کردند و آثار قبراد را هموار کردند در حال قبراد معدوم الاثرات قبراء معلوم نمی شد - میر قلم خان این را گفته بود که جنازه صاحبزاده مرحوم بشانه خود گرفتیم از تابوت او خوشبوئی می آمد مایاں مانند عطر توی می کردند حالانکہ بالائے تابوت او عطرخ پاشیده نه شده بود از باطن تابوت برائے مایاں خوشبوی می آمد بیان بزبان میر قلم خان ختم شد - حاجی خواجہ محمد مزید می گوید که پس آران خود من بسیار کوشش کردم که قبر صاحبزادہ صاحب مرحوم معلوم کنم در آنجا گشتم مگر بار قبر صاجزادہ صاحب معلوم نه شد در حال قبراد معدوم الاثر است اکنون که در افغانستان قتل و قتل و تسلا شوروی شروع است سبب انتقام شهادت صاحبزاده صاحب مظلوم و مولوی عبد الرحمان صاحب