ریویو بر مباحثہ بٹالوی و چکڑالوی

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 229 of 566

ریویو بر مباحثہ بٹالوی و چکڑالوی — Page 229

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۲۷ مواهب الرحمن أتقبل أو تأبى؟ ومـا أنـكـرنـى إلا الذى خــاف الناس، أو كان من الذين قبول میکنی یا انکار و انکار من هیچکس نمیکند بجز آنکس که از مردم بترسد یا متکبری يستكبرون، أَوْ ما فَكّر حَقَّ فكره، فتخلَّفَ مع الذين يتخلّفون، أو لم يصبر على ما باشد ۔ یا در کار من چنان فکر نه کرد که حق فکر کردن است و با تخلف کنندگان تخلف کرد یا بر ابتلائے ابتلاه به الله فعشر وصار من الذين يهلكون أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا که از خدارسید بر صبر کار بند نشد و بسر افتاد و از انان گردید که بلاک شده اند چه گمان دارند که خدا از یشان أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ " وقد ردف الابتلاء نـفـوسـهـم وأموالهم و بدین قدر راضی گردد که دعوی ایمان آوردن کنند و هنوز از روئے اعمال امتحان شمانه کرده باشد و تحقیق بلا أعراضهم، ليـعـلـم الـلـه أنهم كانوا يصدقون وما كانوا كحَطَبِ يتشظى۔ در پس جانہائے اوشان و مالہائے اوشان و آبروئے اوشان ست تا خدا بداند که ایشان صادق هستند و همچو آن هیزم ثُم اعلم أيُّها العَزِيز، أنى لستُ كرجل يخالف الأسباب من تلقاء نفسه نیستند که با ندک صدمه پاره پاره میشود باز بدان اے عزیز که من بیچو مرد نیستم که از رائے خود ترک اسباب ویسلک مسلک ،الحمقى، بل أعلم أن رعاية الأسباب شيء لا يُترك و کنند و راه نادان اختیار نماید بلکه میدانم که رعایت اسباب چیزے ست که بجز ارشاد وحی الہی لا يُلغى إلا بعد إيحاء الله الوهاب، وما كان لبشر أن يترك الأسباب ترک نتوان کرد و ابطال آن نتوان نمود و پیچ انسان رانمی رسد که اسباب را بجز من غير وحى انجلى ۔ فلا تعجل على من غير بصيرة، ولا تجعلني دَرِيَّةً لرماحك وحی جلی فروگذارد ۔ پس بغیر بصیرت برمن عجلت مکن و مرانشانه نیزه خود مگردان و نشانه وغرضًا لعائر يُرمى إنك لا تـعـلـم دخيلة أمرى وخَبِيْء باطنی، فليس لک تیر ہوائی مرا مکن که مقصد آن معین نیست تو راز اندرون مرانمی دانی و بر پنهانی باطن من اطلائے نداری پس ترا أن تزرى قبل أن تدرى وكذالك من السعداء يُرجى وقد أرسلني نمیرسد که عیب گیری من کنی و هنوز از حقیقت من بنجر باشی و از سعیدان امید با است که چنین کنند و مرا آن خدائے العنكبوت :٣