مواہب الرحمٰن — Page 353
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۳۵۱ مواهب ا أثاثة، وجمعت الأحزاب وشُمِّرَ الثياب، ليرمى كلهم من قوس واحد السهام بسیار جائے گیاہ، پس جمع شدند گروه با وطیاری کرده شد تا از یک کمان تیر با برانند و فراموش کردند ونسوا الـقـديـر الـعـادل العالم المقسط الذى لا يجهل أوصاف الإنصاف، قادر و دانا و عادل و منصف را که اوصاف انصاف را فراموش نمی کند ومن ذا الذى يرضع عنده أخلاق الخِلاف؟ وإنـه هـو مـعـنـا فكيف و کیست آنکه بمکد نزد او پستان ہائے خلاف و او با ما است پس چگونه نتأذى من شرير؟ وكيف يولّى عيش نضير؟ وقد بشّرنا أنا لن نقتحم مخوفة، ایذایا بیم از شریر و چگونه روگرداند عیش تازه و ما را بشارت داده شد که مادر جائے خوفناک ولن نجوب تنوفة، وننتظر وعد ربّ العباد، والله لا يخلف الميعاد ۔ وقد ظهر داخل نخواهیم شد و هرگز قطع نخواهیم کرد بیابان را وانتظار میکنیم وعده خدارا دا وخلاف وعده نمی کند وظاہر شد بعض أنبائه تعالى من أجزاء هذه القضية، فيظهر بقيتها كما وعد من غير الشك بعض پیشگوئی ہائے خدا تعالی از جو ہائے ایں مقدمہ پس ظاہر خواهد شد بقیه آن چنانچه وعده کرد بغیر والشّبهة۔ هذا حقيقة إنبائى الذى لم تستطيعوا عليه صبرا، وكتب الله ليغلب شک وشبہ این حقیقت آن پیشگوئی ہا است که بر آن صبر نکرده اید ونوشته است خدا تعالیٰ که غالب خواهند رسله ولو يمكر العدا مكرا ۔ وليس إنكار كم إلا من شقوتكم، فيا أسفا على جهلكم شد رسولان او اگر چه دشمنان مکر کنند و نیست انکار شما مگر از بدبختی شما ۔ پس افسوس بر جبل شما و عبادت وغباوتكم! أردنا أن نعطف عليـكـم فـعِظُم، ورُمُنا أن ننبِط فغِضُتم ۔ شما اراده کردیم که مهربانی کنیم پس در ششم آوردید قصد کردیم که آب بیرون آریم پس آب را کم کردید ثم بعد ذالك نكتب جواب ما أشعتَ، وظلمت نفسك والوقت أضعت ۔ (۱۳۱) بعد ازین جواب آن امور نوشتیم که تو شائع کردی و بر نفس خود ظلم کردی و وقت را ضائع کردی۔ أما ما أنكرت في كتابك بلاغة قصيدتي، وما أكلت عصيدتي، فلا أعلم سببه مگر آنچه انکار کردی از بلاغت قصیده من و نخوردی حلوائے من نمیدانم سبب او