مواہب الرحمٰن

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 337 of 566

مواہب الرحمٰن — Page 337

۳۳۵ مواهب الرحمن روحانی خزائن جلد ۱۹ وقد سبق مـنـى عـهـدى فـي ترك المباحث كما مضى، وكان هذا أمرا من (۱۱۵) و عهد من پیش زمین شده بود که مباحثات نخواهم کرد و این امر ازان خدا ربي الــذي يـعـلـم الـغيوب، وينقد القلوب فتـحـامـيـنـا كـيـده، وجعلنا بود کہ غیب با میداند و تنقید دلها میکند پس دور شدیم از مکراو و نفس او را نفسه صيده ۔وحينئذ حقت بي فرحتان، وحصل لى فتحان، ولم أدر شکار کردیم و آنگاه گرفت مرا دو خوشی و حاصل شدند برائے من دو فتح و نیافتم بأيهـمـا أنـا أوفى مرحًا و أصفى فرحًا، فشكرتُ كالحيران ۔ ولا حاجة إلى که کدام خوشی مرا زیاده و کامل است پس شکر کردم همچو حیران و پیچ حاجت نیست که إعادة ذكر هذه الفرحة والفتح والنصرة، فإنك سمعت كيف انكفأ العدو اعاده ذکر ایں فرحت و فتح کنیم چرا که تو شنیدی که چگونه دشمن بنومیدی بالخيبة والذلة ووصمة اللعنة، وأرصدته بإحلافي إياه للعنة والبركة، و ذلت و داغ لعنت بازگشت کرد و آماده کردیم او را بقسم دادن خود برائے لعنت و برکت۔ فـحــمــل الــلـعـنـة وذهب بها من هذه الناحية ۔ وأما الفتح الذى پس لعنت را برداشت و ازین ناحیه بلعنت رفت مگر آں فتح که تا اکنون أخفى إلى هذا الوقت من أعين الناس، فهي آيات وضـعـت عـلـى پر از مردم پوشیده داشته شد پس آن نشان با هستند که رأس الـعــدا كالفأس ۔وكنـانـاضـلُـنـابـالإعـجـاز كـمـا يتناضل يوم البراز، سر دشمنان بچو تیرا و فتاد و بودیم که جنگ کردیم از روئے معجزه همچنان که در میدان جنگ می کنند فنصرنا الله في كل مواطن، وأخرجنا الذهب من كل معدن ۔ وكنتُ پس در هر میدان خدا ما را فتح داد و از هر معدن زر بیرون آوردیم و بودم که قلت للناس إن الله ر لى آية إلى ثلاث سنين، لا تمسها يد وعده کردم مردم را کہ خدا تعالیٰ تا سه سال نشانی برائے من ظاہر خواہد کرد۔ چنان نشانی