مواہب الرحمٰن

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 239 of 566

مواہب الرحمٰن — Page 239

روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۳۷ مواهب الرحمن أمر شتمهم يزداد، ويشتعل الفساد، ورأوا آيات فكذبوها ایشان همیشه در زیادت بود و فسادشان همیشه در اشتعال و بسیاری از نشانها دیدند و تکذیب کردند و آنسـوا عـلامـات فـأنـكـرُوهَا ، وصـالـوا عـلـى بمطاعن مفتريات، ومعائب و چندین از علامات بمشاهده نمودند پس انکار کردند و بر من بطعنه با افترا کرده و عیب با از خود تراشیده حمله با مَنْحُوْتَاتٍ، وَأَعْرَوا زَمَعَ الناس على للتوهين، ودعوا النصارى لتائيدهم کردند و مردم فرومایہ و سفلگان را برائے تو بین من بر انگیختند ونصاری و دیگر قومها را برائے مددخود وغيرهم من أ ، أعداء الدين، وأفتى علماؤهم لتكفيرنا، وتوالى الإشاعات لتعييرنا، خواندند و علماء شان برکفر مافتوی با دادند و متواتر از بهر سرزنش ما اشاعت با کردند وقطع العُلَقَ كلُّ مَن آخَا، ومُطِرُنا حتى صارت الأرض سُوّاخی، وضحک و ہر کسی کہ دعوی برادری می کرد از ماقطع تعلق نمود و بر ما آن بارش بارید که زمین تر گردید و سفیهان علينا سفهاؤهم من غير علم وما اتقوا خلاقهم، وكاد أن يشق ضحكهم ایشان برما بغیر علم خندیدند واز پیدا کننده خود هیچ نترسند و چندان خندیدند که قریب بود که أشداقهم ۔ ورقصهم العلماء كقراد يُرقص قرده، ويضحك من عنده، خندہ شان جانب لبہائے شانرا بشکافد و این مردم را علماء شان ز انسان جہانیدند که قلندرے بوز نه خودرامی فتبعهـم الـحـمـقـى كالمُحرّج ومشوا خلفهم كالأعرج خلف الأعرج ۔وما جہاند و مردم مجتمع را میخنداند ۔ پس نادانان بچو سنگ تعلیم یافته پیروی ایشان کردند و از پس ایشان چنان رفتند که لنگ احتفل محفل وما انتفض مجلس إلّا باللعن على وعلى المبايعين، و پس لنگ می رود و پیچ محفلی منعقد نشد و این مجلسی بر نخاست مگر در حالت لعنت کردن بر من و بر بیعت کنندگان تفسيق الصالحين۔ وما اطلعنا على حلقة منهم إلا وجدناهم صحابين من که از صالحان هستند و مابر بیچ حلقه اوشان اطلاع نیافتیم مگر اوشان را فریاد و شور کنندگان ولاعنين۔ وإنــا مـع أتباعنا القلائل أوذينا من أفواجهم كل الإيذاء ، واهنت کنندگان یافتم و مامع جماعت ما که اندک است از افواج ایشان ایذا داده شدیم ایذائے کہ کمال را رسیده بود