لُجَّة النّور

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 452 of 530

لُجَّة النّور — Page 452

روحانی خسته ائن جلد ۱۶ ۴۵۲ لجة النور الفقر ويدور كيف أدارَ ، و يفصل عن الـقـربـي بـكـبـد مــرضـوضـة۔ او را می برد وگردش می کند بروجیکه گردش می دهد وجدا می شود از اقارب بجگر پاره پاره ودموع ما ضوضة، حتى لا يُعرف أحَى فَيُتَوقَّعَ ، أم أُودِعَ و اشک ہائے ریخته شده تا آنکه شناخته نمی شود که آیا زنده است تا انتظارش کرده آید یا اللحدَ البَلُـقَـعَ، ويصرخ في الغربة قائلا أين أنت يا زوجي يا ولدى۔ نهاده شد در لحد خالی۔ وفریاد مے کند در حالت سفر بدیں قول کہ کجا ہستی اے زن مسن اے پسر من ۔ وإنّي أهلكني الهَجُر ولكن كيف أصل إليكم بصفر يدى۔ ويقول | و مرا ہجر شما ہلاکت کرده است مگر چگونه بدست خالی سوئے شما برسم و مے گوید يَا أَسَفى على وطنى ويضجر قلبه وهو يُخرد ، ولا يكون له أحد اے افسوس من بر وطن من و تنگدل می شود دل او و او از شرم گفتگو نتواند کرد و او را کسی نبود أن يرقُش حكايته على ما يسرد ، ثم يسعى بخبره إلى وطنه که قصه او مسلسل بنویسد - باز خبر او گرفته سوئے وطن او شتابد يسعى الأجرد ۔ولا يستبـطـنـه أحد عن مرتاه ولا يُعِينه بیچو ایسے کہ مے دود و هیچ کس او را از رائے او که پوشیده است دریافت نمی کند و مدد نمی دهد استضـمام زوجه وفتاه ولا يُعطى له نصابٌ من المال ۔ ، او را در جمع آوردن زن و پسر او و کسے او را بقدر ضرورت مال نمی وہر۔ يكفل زوجه وابنه في الحال ۔ وقد تكون له بنت جاوزت تا زن و پسر خود را ہماں وقت فراہم آرد و گا ہے او را دختری می باشد که از حد الإعصار، وهي كعانس فى بيته وكادت أن لا تجانس الأبكار ۔ بلوغ تجاوز کرده باشد و او همچو کسے درخانه او باشد که در خانه مادر و پدر از حد جوانی گزشته باشد فيكون هذا الرجل صيدا لهذه الأفكار، ويموت قبل وقت و قریب است که زنان بکر را مشابه نماند پس این شخص این فکر بار اشکارمی گردد و قبل از وقت جان کندن