استفتاء — Page 92
۹۴ سراج منیر روحانی خزائن جلد ۱۲ وقت آن اعلام النبی را بذریعہ اشتہار مشتهر کردم پس عظمت این واقعه نور علی نور شد فالحمد لله علی ذالک و آنچه آن مکرم درباره شکوه و شکایت علماء ارقام فرموده بودند در این باب چه گوئیم و چه نویسیم مقدمه من و ایشان بر آسمان است پس اگر من کا ذبم و در علم حضرت باری عزاسمہ مفتری و دعوی من کذ بے و خیانتے وہ جلے است- در این صورت از خدا دشمن ترے در حق من کسے نیست و جلد تر مرا از بیخ خواهد بر کند و جماعت مرا متفرق خواهد ساخت زیر آنکه او مفتری را هرگز بحالت امن نمی گزارد لیکن اگر من از دو از طرف او هستم و بحکم او آمدم و هیچ خیانت در کار و بارخود ندارم پس شک نیست که اوز انسان تائید من خواهد کرد که از قدیم در تائید صادقان سنت اور فته است و از لعنت این مردم نمی ترسم لعنت آن است که از آسمان ببارد و چون از آسمان لعنت نیست پس لعنت خلق امریست سہل که پیچ راستبازے ازان محفوظ نماندہ لیکن برائے آن مخدوم بحضرت عزت دعا میکنم کہ محض از سعادت فطرت خود ذب مخالفان این عاجز کرده اند پس اے عزیز خدا با تو باشد و عاقبت تو محمود باد جزاک الله خير الجزاء و اَحْسَنَ إِلَيْكَ فِی الدُّنيا وَ العُقبى و كان معك اينما كنت وادخلك الله في عباده المَحْبُوبِین ۔ آمین ۔ مثنوی اے فرید وقت در صدق و صفا با تو باد آن رو که نام او خدا بر تو بارد رحمت یار ازل در تو تابد نور دلدار ازل از تو جان من خوش ست اے خوش خصال دیدمت مردے درین قحط الرجال در حقیقت مردم معنی کم اند گو همه از روئے صورت مردم اند اے مرا روئے محبت سوئے تو ہوئے انس آمد مرا از کوئے تو کس ازین مردم بما روئے نہ کرد این نصیبت بود اے فرخنده مرد ہر زمان با لعنتے یادم نند دل از جور و بیدادم کنند