براہین احمدیہ حصہ چہارم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 375 of 849

براہین احمدیہ حصہ چہارم — Page 375

روحانی خزائن جلد ۱ ۳۷۳ براہین احمدیہ حصہ چہارم اور اختیار سے ظہور میں نہیں آتے۔ اور نہ یہ کچھ قاعدہ مقرر ہو سکتا (۳۲۰) بقیه حاشیه نمبر ا ا یا کان خردها که در دل عقلاست ہمہ یک ذره از آتش ماست آن کلام خدا نه بر فلک است تا بگوئی کہ ہست ہست دور از دست بر فلک رفتنم کدام مجال بگوئی که کار هست محال نے بزیر زمین کلام خدا تا بگوئی که چون خرم آنجا چون ز قعر زمین برون آرم خود چنین طاقته نمی دارم قطع عذر تو کرده داور پاک نور عرش آمد است بر سر گر ترا رحم آن یگان بکشد دولتـت سوئے او عنان بکشد رشح دگر در آن گفتار الله الله ریخت از انوار بست خاک رو دہر صد کشاکشے زان رو جہل گردد از دیدنش یکسو نور بار آورد تلاوت او عالم زیر بار منت او بد دور این چه هست جمال هست یک چشمه ز آب زلال تا جہان رسم دلبری بنهاد کس آن شعاع کزو شداست عیان او دلبری ندارد یاد ندیده ز مهر و مه بجهان کنم تا تو چند بر عقل خام ناز کنی دیده باز کنی نقص خود بنگر و کمال خدا ذلت خویشتن جلال خدا از ره عقل راه رب مجید کس ندید است و کس نخواهد دید اندر آنجا که سوختن باید تا نشد وحی حق مدد فرما عقل را زان چمن نه بود خبر چون رہے از قیاس بکشاید تا نیاورد بو نسیم صبا طائر فکر بود سوخته آن صبا نگہتے زیار آورد تا خرد نیز رو بکار آورد بارہا آب خود نگار آورد تا نخیل قیاس بار آورد وقت عیش است و موسم شادی در سوگ و ماتم افتادی تند بادی بخواه از دادار تا خس و خار برد یک بار