براہین احمدیہ حصہ سوم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 178 of 849

براہین احمدیہ حصہ سوم — Page 178

روحانی خزائن جلد ۱ ۱۷۶ براہین احمدیہ حصہ سوم ۱۲۵ اپنی کلام کی مثل پیش کرنے سے عاجز اور قاصر ٹھہر اوے اور سخت سخت لفظوں کے ایمان بقیه حاشیه نمبراا تو ز استکبار سر بر آسمان پا زده بیرون ز راه بندگان در نفست عیان نور حقانی جہاں تابد بر آن , رسید القيا رسید تا نگردد عجز تا نمیرد دانه اندر زمین کے زیک صد میشود تو خود به بین نیست شو تا بر تو فیضانی جان بیفشان تا دگر جانی تا تو زار و عاجز و مضطر نه لائق فیضان آن رہبر نه چیست ایمان وحده پنداشتن کار حق را با خدا بگذاشتن چون ز آموزش خرد را یافتی پس از تعلیمش چرا سر تافتی اندرون خویش را روشن مدان آنچه می تابد بتابد ز آسمان کور هست آن دیده کش این نور نیست گور هست آن سینه کز شک دور نیست صالحین و صادقین جمله ره دیدند از وحی خدا آن کجا عقلی که از خود داندش فهمد آن شخصی که او فهماندش عقل بے وحیش بتے داری براہ بت پرستی ہا کنی شام و پگاه پیش چشمت گرشدی این بت عیان از سر شک تو شدی جوئی روان لیک از بدقسمتی چشمت نماند بت پرستی آخرت چون بت نشاند عقل در اسرار حق بس نا رساست آنچه که که می رسد هم از خداست گر خرد پاکیزہ رائے آورد آن نه از خود ہم ز جائے آورد تو به عقل خویش در کبر شدید ما فدائے آنکه او عقل آفرید قیاسات تہی جانت اسیر جان ما قربان علم آن بصیر نیک دل با نیکوان دارد سرے برگہر تف میزند بد گوہرے تا کجا تازد خر فکر و نظر بست پر اسرار اسرار دگر این چراغ مرده از زور ہوا چون ره باریک بنماید ترا وحی یزدانی ز ره آگه کند تا بمنزل نور را همره کند