براہین احمدیہ حصہ سوم — Page 175
روحانی خزائن جلد ۱ ۱۷۳ براہین احمدیہ حصہ سوم بقیه حاشیه نمبرا | کلمات اور مصنوعات خدا کے کلمات اور مصنوعات کی طرح بے مثل و مانند ہیں اور اگر کوئی دل نمی گیرد تسلی جز خدا این چنین افتاد فطرت ز ابتدا دل ندارد صبر از قول نگار کاشتند این تخم از آغاز کار آنکه انسان را چنین فطرت بداد چون کمال فطرتش دادے بیاد کار حق کے از بشر گردد ادا کے شود از کرمکے کار خدا ماہمہ جہلیم و او دانائے راز ما همه کوریم و او را دیده باز با خدا ہم دعوی فرزانگی سخت جهاست رگ دیوانگی تافتن رو از خور تابان که من خود برارم روشنی از خویشتن عالمی را کور کردست این خیال سرنگون افگند در چاه ضلال ناز بر فطنت مکن گر فطنتی سرت و در ره تو این خرد مندی بتی سرت عقل کان با کبر میدارند خلق ہست حمق و عقل پندارند خلق کبر شهر عقل را ویران کند عاقلان را گم ره و نادان کند آنچه افزاید غرور و مـعـج چون رساند تا خدایت اے غوی خود روی در شرک اندازد ترا تو به کن از خود روی اے خود نما از فیوض سرمدی مهجور تر عجبی ہست مشرک از سعادت دور تر و از خدا باشد خدا را یافتن نے بہ مکر و حیله و تدبیر وفن تانیائے پیش حق چون طفل خورد هست جام تو سراسر پیر ز درد شرط فیض حق بود عجز و نیاز کس ندیده آب بر جائے فراز از حق نیازی جوید آنجا ناز نیست خود تا درش پرواز نیست عاجزان را پرورد ذات اجل سرکشان محروم و مردود ازل چون نیائے زیر تاب آفتاب کے فتد بر تو شعاع در حجاب آب شور اندر گفت ہست اے عزیز ناز با کم کن اگر داری تمیز سہو کتابت معلوم ہوتا ہے'افگند ہونا چاہیے۔ (ناشر )