انجام آتھم — Page 179
۱۷۹ مكتوب احمد روحانی خزائن جلد ۱۱ في وقت غُربتي، وقال: عندى لك شهادة فاسمع مني کلمتی، فروى (۱۷۹) و پیر شد وقت مرا یافت۔ پس در حالت مسافرت من نزدم آمد و گفت برائے تو نزد من گواہی است۔ پس اسمع من شيخـه بـعـيـن بــاكية، ودمـوع متحدّرة، حتى هيج عبرتي، ثم کلام من بشنو ۔ پس هر چه از شیخ خود شنیده بود بمن روایت کرد و در حالت روایت چشم او گریان بود واشک ہائے أشاع كما أوصاه شيخه الولى هذا الخبر، وبلغ حالفًا ومهللا إلى كل او جاری بودند - بحد یکه مرا مستعد گریه کرد باز همچنان که شیخ خدا رسیده او وصیت کرده بود این خبر را أذن هذا الأثر، وأشعتُ بـإيـمـائـه رسالةً مطبوعةً ، وأودعتها أخبارًا در مردم شائع کرد و نقسم و کلمه تشهد این نشان را بهر گوشے رسانید ومن باشماره او یک رساله که دران این روایت بود طبع مسموعةً، وزاحمه علماء تلك الخِطَة، وكادوا كل كيد ليصرفوه عَنْ هذه | کرده شائع کردم و در آن رساله آن اخبار مسموعه درج کردم و علماء آن نواح مزاحم او شدند و از ہر قسم مکر کردند تا اور الشهادة، فقال: لا أكتمها أبدا ولا أتعامى بعد البصيرة، فأشاعها حق الإشاعة از بین شهاده باز دارند ۔ پس گفت که من هرگز این گواهی را پوشیده نخواهم کرد و بعد از بصیرت کور نخواهم شد ۔ پس آن وبلّغها إلى الخواص والعامة، ثم توفاه الله ورفعه إلى مقر المؤمنين۔ و گواهی را در خاص و عام چنانچه باید شائع کرد۔ باز خدا تعالیٰ اور اوقات داد ۔ وسوئے قرارگاہ مومنان برداشت۔ فبَيِّنُوا۔۔ أتُقسِمون أنكم رضيتم بهذه الآية من الرحمن، وما پس قسم خورید آیا شما بدین نشان الہی راضی شده اید۔ كرهتم و ما غاضبتـم فـى قـلـوبـكـم بـالـعـدوان؟ فأقسموا إن كنتم صادقين۔ کراہت نکرده اید ونہ در دلہائے خود بظلم صریح خشمناک شده اید پس قسم خورید اگر شما بر راستی هستید أهذه كانت تُـقـاتـكـم و ديـانـاتـكـم أن شيخًا كبيرًا من المسلمين روى هذه آیا این پر بیز گاری شما بود و این دیانت که پیرے بزرگ از مسلمانان این روایت را بقسم و بکلمه تشهد بیان کرد