انجام آتھم

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 81 of 448

انجام آتھم — Page 81

روحانی خزائن جلد ۱۱ ΔΙ مكتوب احمد وأغرى إن هؤلاء كَفَرة فَجَرة، فلا يسلّم عليهم أحد، ولا يتبع جنازتهم، ولا يُدفنوا ٨١) بزرگ ایشان کہ فتوائے کفر داد و مردمان را اغوا کرد و چون سگان بر من تیز کرد و گفت که این مردم کافر و فاجر اند في مقابر المسلمين۔ فلما رأيتهم كالعمين المحجوبين، ورأيت أنهم جاوزوا الحد پس نمی باید که مسلمان ایشان را السلام علیکم میگوید یا با جنازه ایشان رود و باید که ایشان را در گورستان مسلمانان وآذوا الصادقين، ألّفتُ لهم كتبا مفحمة ورسائل نافعة للطالبين۔ فما كان دفن کردن ند ہند۔ پس چون دیدم که این مردم نابینا ومحجوب هستند و دیدم که اوشان از حد درگذشتند و صادقان را لهم أن يستفيدوا أو يقبلوهـا ومـا كانوا متدبرين۔ وقاموا للرد فلم يقدروا ایزا می رسانیدند برائے ایشان کتاب چند نوشتم و رسائل تالیف کردم که طالبان را مفید باشند مگر ایشان چنان نبودند عليه، وصالـوا للإهانة فردَّها الله عليهم، فجلسوا متندمين۔ وعــانــدوا كل العناد، که از ان کتابها مستفید شوند یا آنها را قبول کنند و همه خرابی این بود که تدبر نمی کردند و خواستند که این کتابها را رد وأفسدوا كل الفساد، وحسبوا أنهم من المصلحين۔ وإن غُلُـوهـم الآن كما بنویسند پس مجال رو نیافتند و باز بدین غرض حمله با کردند که عزت مارا بر باد دہند لیکن خداوند قادر آن حملہ ہائے ایشان كان، وما لهم عندى إلا المداراة والإدراء ، والصبر والدعاء ، وإنا نصبر إلى أن هم بریشان انداخت پس بشر مساری نشستند و تمامتر عناد و تمام تر فساد بجا آوردند و گمان کردند که مامصلح هستیم و کینه اوشان يحكم الله بيني وبينهم وهو خير الحاكمين۔ ومــا كـان عـنـدهم عذر إلا تا ایندم هم چنان ست که بود و برائے شان نزدن بجز مدارات واگا انیدن و صبر و دعا چیز دیگر نیست و ما صبر خواهیم کرد تا وقتیکه خدا قطعته، وما شك إلا قلعته، وما كانت دعوتى إلا بنصوص الآثار وكتاب در مادر ایشان فیصله کند داد بهترین فیصله کنندگان ست و پیچ عذر نزدایشان نماند که آنرا بریدم ونه شکے ک قلع وقع آن نه کردم و دعوت مبين وليسوا سواء من العلماء والفقراء ، فمنهم الذين يخافون حضرة | من امرے بود که بر نصوص قرآنی وحدیثیہ بنامیداشت۔ وعلم و فقر اہم یکسان نیستند بعض از ایشان قومی هستند که از حضرت الكبرياء، ولا يَقُفُون ما ليس لهم به علم ويخشون يوم الجزاء، ، العزة مے ترسند وبر چیزے اصرار نمی کنند که بران علم یقینی ندارند و از روز جزا می ترسند۔