دُرّ مکنون

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 114 of 203

دُرّ مکنون — Page 114

خون خود در ره خدا راندند نقد جان زیر پایت افشاندند آن معلم توئی که در دوران چونتو دیگر نمی دست نشان شرح خلقش کجا توانم کرد حسن آن عاجز از بی انم کرد عالمی را بنور حق افروخت قدم صدق را نخلق آموخت بود عطر سے لطیف در دل او که از ان تا به دورتر خوشبو مردگان احیات بخشید است این اثر را کسے کجا دید است گل و گلزار کرد خارستان مردگان را دمید در تن جان دور دستان حمل و شقوت عقل و تقوای بداد از تو خدا اللهم صل على سيدنا ونبينا محمد وال محمد كما صليت على سيدنا ونبينا ابراهيم وال سيدنا ونبينا ابراهيم انك حميد مجيده دیگر نعت پیغمبر خدا صلی الله عیدی یکم از پئے شان کشید رنج ومن بار اوشان گرفت برگردن حق تعالے چو در رسالت او دید آئین مهر شفقت ا بر دل مشرکان سینه سیه نقش زد لا إله الا الله اور تعریف صحابہ رضی الله نهم او از خود و نفس و خلاص شدند مهبط فیض نور خاص شدند و