The Shining Lamp

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 182 of 284

The Shining Lamp — Page 182

THE SHINING LAMP لیکن آن امری که هست از آسمان چون زوال آید برو از حاسدان؟ من چه چیزم جنگ شان با آن خداست کز دو دستش این ریاض و این بناست هر که آویزد به کار و بار حق اوستاده از پی پیکار حق فانی ایم و تیر ما تیر حق است صید ما دراصل نخچیر حق است صادقی دارد پناه آن یگان دست حق در آستین او نهان هر که با دست خدا پیچد ز کین بیخ خود کندد چو شیطان لعین ای بسا نفسی که همچو بلعم است کار او از دست موسی برهم است آمدم بر وقت چون ابر بهار با من آمد صد نشان لطف یار آسمان از بهر من بارد نشان هم زمین الوقت گوید هر زمان این دو شاهد بهر من استاده اند باز در من ناقصان افتاده اند های این مردم عجب کور و کراند صد نشان بینند غافل بگذرند اینچنین اینان چرا بالا پرند یا مگر زان ذات بی چون منکر اند او چو برکس مهربانی میکند از زمینی آسمانی می کند عزتش بخشد ز فضل و لطف وجود مهر و مه را پیشش آرد در سجود 182