The Shining Lamp — Page 168
168 The Second Letter of Khaw a jah Sahib محاسن مجموعه مراتب عالی صاحب میرزا جناب خدمت به برگزیده معظم مکرم پایان بی اوصاف مستجمع کران بی صاحب متّع اللّه الناس ببقائه غالم احمد غالم احمد میرزا خدای احد جناب مسنون سالم از پس باالئه. انعمه و بلقائه سرّنی و مقام ارتقای و نام اعتالی دعای و تمام شوق و االسالم مشحون شمامه الفت ختامه محبت نامه باد. الئح و واضح کشای چهره رسیده مرسله کتاب معه تامه های مهربانی این که مباد مخفی گشت. اندازه بی فرحت و تازه مسرت افتادن عربدها در فطرت تقاضای به خود حال بدو از فقیر ندارد پسند نهادن مناقشات معارک در قدم ضرورت بی و معنی بی نزاع طوفان مداخل از را خود تواند می چندانکه حق طلب از هوا موافقت را مردم اکثر چون و آرد برمی بازداشته است و تعصب مجاری تحقیق را به خاک جهل فرا کارها غایت و نارسیده گفتارها کنه به بران انباشته به که جهالت غبار همان و انگیزند برمی غوغایی نادیده کارها ثمره ورنه زند می خویش بسر برداشته عناد هوای تصریح از ابلغ کنایات داللت و است صحیح نیت بر وقت علمای از کسانی زمان و جز درین که نماند پوشیده (یعنی را کسی همچو که اند کرده جواب مطالبه فقیر از آن صاحب را) که به اتفاق علماء چنین و چنان ثابت شده حسن وی در رو چه از و اند پنداشته مرد نیک چرا است و جوش کمال از بود مملو ایشان تحریر چون داشته ظن بر نظر آغوش هم ها طپش برق با ایشان الفاظ ترکیب نیت بر و است گواه ها دل غلیان بر شان مضامین آنکه بردن بد گمان کس هیچ به و آگاه داناتر خدای کس هر منافق را کسی تحقیق بی و نیست صفا اهل شیوه هم کارشان در را فقیر نه روا دانستن نفس مطیع یا