چودھویں اور پندرھویں صدی ہجری کا سنگم — Page 186
186 عکس حوالہ نمبر : 60 زمانہ مہدی کی الہامی شہادات از پشیمانی شود این سینه بیاره نفع بسیار است کسی را کی سیر ترین دعا لودی های خلاق بودر کن بودنم این زمان خوشدن سرور باشیان صاحبش باید میشی بوق کا بینین نفی در این صحرابه که ا برای نوار نعنش میشود این چارت کم بود انصار ولی مقصد برام یک به بنده میرسد این بنایی انست درویش د شاه بوطی س سود دارد بوق نقش بیشمار ه جان مال طرحی است دومی خواجه زاده نقد و جنسش بار با داد تا بهره آور دوز او صدر تم او جلدی بوق داد و این گرفت حرارت در حرکت او به به و اوضاع املاک هم بهم خورد و استمان دارد که افتاب (1) امر نماید که حرکت نکند بواسطه خرقلات الافلاک و تحقیق اینکه را در کتا سیف شهید در حدیث رو شمس نموده ام و این ایستادن افتاب کار کود شمس گویند۔و در هر روز جمعه از برای شمس کودی واقع میشود و در نزد زوال ظهر و جان اینکه روز جمعه اقصر ایام اس از اتمام هفته و بواسطه رکود شمس با ید اطول امام شود و این از اسرار الهیه است مشتم طلوع نمودن افتقا است در یکروز از فهرست مغرب بخلاف عادت که از مشرق طلوع میکند پیشه و این را از جمله علا بات قیامت کبری بعضی شمرده اند و باین طلوع نظم و نظام حرکت افلاک بهم نخودم خورد و احتمال دارد که مراد از طلوع آفتاب در اینجا ظهور نور جال بیمال با علات طور کمال باشان بر گزیده ذو الجلال و حضرت قا در مقال مهدی آل محمد صه شد مومی در نفع خود چون شهر و درست صاحب بوق کوئی مروة چنانچه بعضی از علما احلام و محمد مین فخام اور ابا یعنی محل نموده اند و خبر باین مضمون وارد شده است نهم کشته شدن نفس زکیه است در پشت گونه فراز صلحا، و این نفس زکیه غیر از حسن نکته است که در میان آن چه دیدی جان بوبی دینه با معتاد داری استخوان محکم دلش بر نروید رزد و از نزدیک خواجه دارند فقداش بار منی و نقد مشن خود به زودی خواهد را مشوری عجب آمدید گشت پهنان مجه مهر کلر خان گفت با خود خوش عجب که دخرید و مقام کشته میشود و چنانچه گذشت و این برد و علامت طور است اما اینکه آن اولی قریب تیزمان ظهور کشته میشود و این اخیر احتمال دارد بعید از زمان خوب و انشود یا قریب با و پس مکن است که بعد از این و اقتشو دو گفت که و قشده نشان در قضیه ایده و ما نیز در قصه پر خفته بنیه و خار کو نه شامل اطراف نجف اشرف کی جاتی نا نباید او پشیمان به سرم حال باید من دوم زمین راستین او نفهمیده برفت از نزدین بر دل بر جان فشاند ا کرمی صاحب این بوق کو با بودن دادش بازی زومه ای برای پور ترجمہ: آٹھویں علامت ایک دن سورج کا مغرب سے طلوع ہونا ہے، برخلاف عادت کہ جو ہمیشہ مشرق سے طلوع ہوتا ہے اور بعض نے اس کو قیامت کی جملہ علامات کبری میں شمار کیا ہے۔۔۔اس طلوع آفتاب سے یہاں مراد خداوند قادر اور ذوالجلال کے برگزیدہ، بینظیر، بے مثل اور باکمال نور جمال مہدی آل محمد ﷺے ہیں۔چنانچہ بعض عظیم علماء اور محد ثین نے مہدی ل محمد ﷺ کو ہی اس کا مصداق قرار دیا ہے۔