مواہب الرحمٰن — Page 306
۳۰۴ روحانی خزائن جلد ۱۹ مواهب الرحمن وجاوزوا حدود الاتقاء ، أقام فيهم رسولا لينهاهم عن المنكرات والفحشاء ۔ واز حد پر ہیز گاری بیرون می روند در ایشان رسولے بر پا میکند که ایشان را از بدی و ناهنجاری باز دارد وإذا جاء هم نذيرهم فإذا هم أحزاب ثلاثة ۔ حزب يـعـرفـونه بميسمه ونطقه و هرگاه آن ترساننده نزدایشان می آید ناگهان سه گروه میگردند - گرو ہے از چہرہ و گفتارش اور اسے شناسند كما يعرف الفرسُ مسرحه من الأثاثة ۔ وحزب تنفتح عيونهم برؤية الآيات، چنانکه اسپ چراگاه خود را از جائے بسیار گیاه می شناسد وگرو ہے می باشد که دیده ایشان از دیدن نشانه میکشاید۔ وتذوب شبهاتهم بمشاهدة البينات وفرقة أخــرى مــا أعـطـوا بصيرةً وشبہ ہائے ایشان از دیدن نشانها گداز مے شود وگروه سوم را از خدا بینائی داده نمی شود من الحضرة، فيخبطون خبط ع ط عشواء ولا يصلون إلى الحقيقة، وتقتضى پس مانند شتر ماده کور دست و پا میزنند و حقیقت نمی رسند ۔ ودلہائے ایشان قـلـوبـهـم الـقـاسـيـة عـقـوبـة مـن الـعـقـوبات وآفة من الآفات، ولا يؤمنون أبدًا عذاب میکنند ۔ و ہرگز ایمان نمی آرند سبب سختی تقاضائے حتى يُسْلَبَ منهم الأمن والراحة، وينزل عليهم النصب والشدة ۔ فهذا أصل تا اینکه امن و آرام از یشان سلب می شود و برایشان گفتی و کوفت فرود می آید ۔ پس اینست اصل العذاب النازل من السماء ، ولذالك نزل الطاعون، فليفكر من كان من آن عذاب که از آسمان فرود می آید و از جهت همین سبب طاعون آمد پس دانشمندان را باید أهل العقل والدهاء لا إكراه في الدين، ولكـن تـقـتـضـى طبائعهم نوعا خوب اندیشه نمایند و در دین اکراه نیست لیکن طبیعت ہائے ایشان گونہ من الإكراه، ولا جبر فى الملة، ولكن تطلب فطرتهم قسمًا من الجبر للانتباه ۔ اکراه را می خواهند و در ملت جبر نیست ولیکن فطرت ایشان برائے بیدارشدن یک قسم جبر را طلب میکند ولا حرج ولا اعتراض، فإنه أمر ما مسه أيدى الإنسان، بل هو آية من الرحمن۔ وییچی مضائقہ و جائے اعتراض نیست چه که این امر را دست انسان نرسیده بلکه این نشانی است از خدا