مواہب الرحمٰن — Page 262
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۶۰ مواهب الرحمن بالرسائل البرقية، ثم أخذ طريق الرفق والتؤدة، وترك طريق يشابه الجبر طریق خال زدن بند کردند ۔ باز طریق نرمی و آهستگی اختیار کرده شد و آن طریق که در چشم عامه مردم بصورت في أعين العامة ۔ ولا شك أن هذه الدولة ما آلت شفقةً، وما تركت جبر می نمود ترک کرده شد و شک نیست که این سلطنت در شفقت بر رعایا نیچ تقصیری نه کرده است و در في جهدها دقيقة، وما اختار التطعيم إلا بعد ما رأت فيه منفعة کوشش خود هیچ دقیقه نه گذاشته و خال زدن را اختیار نه کرد تا بوقتیکه در و نفع نیافت والحق أن الأمر كان كذالك إلى أن خالفناه من وحى السماء ، فأراد الله أن يصدق و حق ہمیں است که خال زدن نفع میکرد تا بوقتی که به حکم وحی سماوی مخالفت کردیم ۔ پس ارادہ کر د خدا تعالیٰ که قولنا وينجينا من ألسن الجهلاء ، فعند ذالك أبطل نَفعَ التطعيم، وأحدث مضرة تصدیق قول ما کند و ما را از زبان جهلا بر ہاند پس درین حالت خدا تعالیٰ نفع خال زدن را باطل کر دو در و مضرت فيه، ليُظهر صدق ما خرج من فيه ۔ ولو لم يكن كذالك فكيف كان من الممكن نهاد تا سخنی که از دهانش بر آمده بود آن را بظهور رساند - اگر چنیں نہ بودی پس چگونه ممکن بود أن يظهر الآية، ويتحقق لنا الحفظ والحماية؟ ووالله إن لم يهلك أهل تلك که نشان ظاهر شدی۔ و چگونہ برائے ما حفاظت و حمایت متحقق شدی و اگر مردم این ده ہلاک نشد ندے القرية لهلكت والحقت بالكاذبين، لأنى كنت أشعت أن العافية معنا وهذا البته من ہلاک شدمی و سوئے دروغگویان منسوب گشتمی چرا که من شائع کرده بودم که عافیت با ماست و ہمیں هو معيار صدقنا عند الطالبين، ولو ظهر عكسه فهو من أمارات كذبي، فليكذبني معیار صدق ماست نزد جوئندگان - واگر بر خلاف ایس ظاهر شد پس آن از نشانہائے دروغ من عند ذالك من كان من المكذبين۔ وكانت هذه المصارعة كدريّة في أعين الناس، خواهد بود پس باید که دران وقت تکذیب من کنند تکذیب کنندگان و این کشتی همچونشانه بود در چشم مردمان وكنت كمعلق ۔ إما أن أحيا وإما أن أقتل في هذا البأس ۔ فأراد الله أن يغلبني و من همچو معلق بودم یا زنده کرده شوم و یا درمیں جنگ قتل کرده شوم ۔ پس اراده کرد خدا تعالیٰ که مرا غالب کند