مواہب الرحمٰن — Page 253
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۵۱ مواهب الرحمن الأبواب، وما كلّمتُ أحدا إلا الذى أناب ۔ وكانت أنفاسى متصاعدة لهجوم ۳۳ به بستم و با هیچ کس مکالمه نه کردم مگر با آنکه رجوع کنند و انفاس من بالا می کشیدند از ناگه آمدن الحزن، وعبراتي متحدرة تحدر القطرات من المزن ۔ ثم تسعر الطاعون ولا حزن و اشک ہائی من فرومی افتند همچو فرو افتادن قطر ہائی بارش۔ بازا فروخته شد طاعون ونہ كأوائل الزمان، وكان يأكل قُرًى وأمصارًا كالنيران ۔ هنالك أوحى إلى ہمچو روزہائی اول و بود که می خورده ها را و شهر ها را همچو آتش ۔ دریں وقت سوئی من وحی مرة أخرى ، وقيل : إن الأمان للذى سكن دارك ولازم التقوى ۔ وأما کرده شد بار دوم که آن شخص را از طاعون امان است که در خانه تو سکونت اختیار کر دو لازم گرفت تقوی را مگر ألفاظ الوحى فهو قوله تعالى " : إنّي أَحَافِظُ كُلَّ مَنْ فِي الدَّارِ الفاظ وحی این اند که خدا تعالی میفرماید که من همه را که در خانه تو هستند از طاعون محفوظ خواهم داشت إلا الذين علوا من استكبار "، وقال " : إني مع الرسول أقوم، وألوم من مگر آنانکه از اطاعت من سر کشند و از ربقه اطاعت من گردن بیروں کشند آنان از طاعون در امن نیستند و گفت او سبحانه که يلوم، أفطر وأصوم " ، وقال" : لولا الإكرام لهلك المقام ۔ " وكان هذا من با رسول خواهم ایستاد و آنکس را ملامت خواهم کرد که ملامت گر او باشد و افطار خواهم کرد و روزه خواهم داشت و گفت اوسبحانه في أيام إذ الصخور من الطاعون تتواقع، وبلاياها إلى الخلق تتتابع ۔ وبشرني کہ اگر مرا پاس عزت تو نبودی همه را که در ده هستند هلاک کردمی و این وحی وقتی شده بود که سنگہائے طاعون برابر میبارید و بلا پے در پے ربي بأن هذه العصمة آية لك من الآيات، ليجعل فرقانا بینک وبین می آمد و خدائے من مرا بشارت داد که این حفاظت برائے تو نشانے خواہد بود تا او تعالی در تو و در أهل المعاداة ۔ ثم بعد ذالك الوحى الذى نزل من الله الكريم، صدر من دشمنان تو فرقے ظاہر کند۔ بعد ازیں وحی حکم خال زدن برآمد۔ الحكومة حكم التطعيم لهذا الإقليم۔ فما كان لي أن أعرض عن حكم الرحمن برائے ایس اقلیم ۔ پس مجال من نبود که از حکم ایزدی سر بتابم