مواہب الرحمٰن — Page 244
۲۴۲ مواهب الرحمن روحانی خزائن جلد ۱۹ ولا يموت أحد من علمائنا بالطاعون، فإنا نحن الصالحون وأهل التقى ۔ پیچکس از علماء ما بطاعون نخواهد مرد چرا که ما صالحان و پرہیز گاریم وأما أنت فستطعن وتموت فإنك كَيذَبان ۔فقلت : كذبتم، بل لنا من الطاعون مگر تو عنقریب بطاعون مبتلا خواهی شد و خواهی مرد چرا که تو در و نگو هستی پس گفتم که دروغ گفتید بلکه مارا از طاعون أمان، ولا تخوفونى منه هذه النيران، فإنّ النّار غلامنا بل غلام الغلمان امان ست - و مرا از این آتش با مترسانید چرا که آتش غلام ماست بلکه غلام غلامان ما است۔ فما لبثوا إلا قليلا حتى زاروا المنون، ومات بعض أجل علمائهم من الطاعون، پس در نگ نه کردند مگر کمتر تا آنکه زیارت مرگ کردند بعض از بزرگتر علمائے ایشان بطاعون بمردند وكنتُ أخبرت بهذا قبل موت ذالك المطعون، فإن شئت فانظر أبياتًا و بودم که خبر داده بودم بدین حادثه قبل از مردن این عالم طاعون زدہ۔ واگر بخوا ہی پس بہین چند بیت من قصيدتى الإعجازية، التي كتبناها في هذه الصفحة على الحاشية * از قصیده اعجازی من آن بیت ہا کہ نوشتم من آنها را درین صفحه برحاشیه ومـا نـظـمـت تلك القصيدة إلا لهذا الحزب الذي خذلهم الله بتلك الآية، و من نظم نه کردم این قصیده را مگر از بهر همین گروه که مخذول کرد خدا تعالیٰ ایشان را بدان نشان منقول من صفحه ۵۸ و ۶۳ من کتابی الاعجاز الاحمدی۔ اذا ما غضبنا غاضب الله صائلا على معتد يؤذى و بالسوء يجهر ما چون وان خشمگین شویم پس خدا برانکس خشمگین میگردد که در ایذاء آن حدتجاوز کرده و در بدگوئی کارخودرا با نتبا رسانیده ویاتی زمــان كـــاســر كل ظالم وهل يهلكـــن اليــــوم الا الــمــدمـــر و آن زمان می آید که شوکت ہر ظالم را خواهد بشکست و آن روز هیچکس ہلاک نخواهد شد مگر آنکه خود را پیش از این ہلاک کرده واني لشر الناس ان لم يكن لهم جزاء اهانتهم صغار يصغر و من بدتر از همه مردمان خواهم بود اگر اهانت کنندگان را بجزائے خود آن حقارتے پیش نیاید که خود حس کنند که این امر موجب سیبکی وحقارت ماست قضى الله ان الطعـن بـالـطـعـن بيننا فذالک طاعون اتاهم ليبصروا خدا ایں فیصله در میان ما کرده است که طاعون عوض طعن است پس همین طاعون است که ایشان را خواهد آمد تا چشم شان بکشاید