مواہب الرحمٰن — Page 241
روحانی خزائن جلد ۱۹ ۲۳۹ مواهب الرحمن قضاة أو نتقدم إلى الحاكمين ۔وأرادوا ذلّتنا، فأصبنا رفعةً وذكرًا حسنًا، کنیم یا بر در حکام رویم وایشان ذلت ما را اراده کردند پس مابلندی وذکر نیکو یافتیم وأرادوا مـوتـنـا وأشاعوا فيه خبراء فبشّرَنا ربّنا بثمانين سنة من العمر أو هو ٢١) وموت ما خواستند و دران پیشگوئی کردند پس خدائے ما مارا بشارت هشتاد سال عمر داد بلکہ شاید ازین زیادہ و أكثر عددا، وأعطانا حِزبًا ووُلْدًا وسكنا، وجعل لنا سهولةً في كلّ أمرٍ، ونجانا مارا گرو ہے دا دو فرزندان و ہمہ چیزے کہ بدان آرام کنیم و در ہر امر مارا سهولت دادو از هر کارفرومانده نجات بخشید من كل عمر۔ وكنت فيهم كأنى أتخطّى الحيوات أو أمشى بين سباع الفلوات، و من در ایشان چنین بودم که گویا در ماران گام می زنم یا در درندگان میروم پس خدائے من پیش پیش من پہنچور ہبرے برفت فمشى ربى كخفير أمامي، ولازمني في تلك الموامي۔ فكيف أشكر ربي الذي نجاني و درین بیابان با همراه من میماند پس چگونه شکر خداوند خود کنم که مرا از آفتها نجات داد برین کمزوری و من الآفات، على كلولى هذا حسرات۔ يا أسفا عليهم۔ إنهم لا يفكرون أن الكاذبين در ماندگی خود حسرتها دارم اے افسوس! ایشان نمی فهمند که دروغگویان از حضرة عزت لا يؤيدون من الحضرة، ولا يتكلمون بكلام البر والحكمة، ولا يُرزقون من أسرار المعرفة۔ تائید نمی یابند و کلام حکمت نمی کنند و اسرار معرفت روزی ایشان نمے شود وهل تعلم كاذبًا شهدت له السّماوات والأرض بالآيات البينة، واضمحلت به و آیا سے شناسی چنین دروغگوئے را کہ برائے او آسمان وزمین بہ نشانہائے خود گواهی داده باشد و باو قوت شیطان مضمحل قوة الشيطان وتخافت صوته من السطوة الحقانية، وطفق يريد الغيبوبة كحيّةٍ گشته باشد و آوازه شیطان از سطوت حقانیت او آهسته شده باشد و شروع کرد که پوشیده شدن را میخواهد بیچو مارے تأوى إلى جُحرها عند رمي الصخرة؟ ثم مع ذالك تدعوا ظلمةُ الزمان إمامًا من که در وقت انداختن سنگ پناه بسوراخ خود می برد۔ باز با وجود این ظلمت زمانه اما می را که از خدا الرحمن، وقد انقضى من رأس المائة قريبًا من خُمسها، ودنت الملة لضعفها من باشد می خواهد و تلفیق گذشت از راس صدی قریب خمس صدی و نز د یک شد ملت اسلام باعث ضعف آن