لُجَّة النّور

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 454 of 530

لُجَّة النّور — Page 454

روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۵۴ لجة النور صدوعُ الكبد عند غلبة الحنين إلى الوطن والولد۔ يُحرز العين في پارہ ہائے جگر وقت غلبہ آرزوئے وطن و پسر جمع می کند زر را در صرته، وبها يبرق أسارير مسرّته ۔ وكذالك يُسنَّى ابتلاء نجاحه | کیسه خود و با وی می درخشد خطوط و علامات خوشی او۔ و ہم چنیں بطور آزمایش حاجت او آسان کرده شد ويبسط جناحه، فيـعـمـى عليـه طـريـق الاهتداء ، ويجـره شـقـوتـه و بازوئے او فراخ کرده می شود پس پوشیده کرده می شود بر و راه هدایت یافتن و کشد او را بد بختی او العماية والعمياء ، ويظن أن دولته مـن عـلــمــه ودهــائــه بے راہی و گمراهی و گمان میکند که دولت او از علم و زیرکی اوست لا من قسام آلائــه و نـعـمــائــه ويـمـدح عقله ويقول إنـي بــه | نه از طرف قسمت کنندہ نعمتہائے ظاہر و باطن و عقل خود را تعریف میکند و میگوید که بدو ۱۱۳ حُزتُ ما اشتهيت، وما حوى إخوانى ما حويت، وإني ما ہر مراد خود یافتم و برادران من آں مال جمع نکردند که من جمع کردم و من آمنتُ : رسل وتعافيت، فلم مــا عُذبتُ إن أجــرمــت بر پیغمبراں ایمان نیاورده ام و این کار را مکروه داشتم پس چرا معذب نشدم اگر گناہ گار شدم أو جنيت ومنا رائم التي كثرت في المسلمين كبر یا گناہ کردم۔ و از جمله گناه با که در مسلماناں بکثرت شده اند - تکبر ونخوة كالشياطين، فمن كان يحسب نفسه من العلماء يُرى | ونخوت است که بچو شیاطین میدارند پس آنکس که خود را از علماء می پندارند ظاهر می کند مزايا علمه بأنواع الخيلاء ، ويذكر الآخرين كالمحقرين المزدرين | فضیلتہائے علم خود باقسام نازو تکبر و یاد میکند دیگران را مثل تحقیر کنندگان توغرغضبًا إذا قيل إنهم من العالمين، ويشمخ بأنفه واز غضب افروخته میشود چون گفته آید که ایشاں از عالمان هستند و بینی خود بلند میکند