لُجَّة النّور — Page 424
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۲۴ لجة النور فيسرفون وتكون ذخائر الدنيا وخزائنها عليهم وبال۔ وإن أصابهم پس اسراف می کنند و ذخیرہ ہائے دنیا و مالها بر ایشاں وبال می گردد و اگر ایشان را غم فلا يكون لهم صبر و استقلال، وربما يذهبون إلى نهابر غمی رسد پس صبر و استقلال از دست می دهند و بسا اوقات دیدہ و دانسته در ہلاکتہائے بأقدامهم فيحل عليهم غضب الله ويأتي زوال لا يرضون افتند پس غضب الهی بر ایشاں نازل می شود و زوال می آید از دانشمندی عن تحرير أتقن أمور السلطنة، ويتخذون الرعاع أخدانا راضی نہ می شوند که امور سلطنت را به ضبط آورده است و همچو زنان مردم کمینه را دوست كالنسوة، فيكون آخر أمرهم الانتحار، أو الجنون أو الفضيحة می گیرند پس آخر امر ایشاں خود کشی می باشد یا جنون یا رسوائی والتبار لا يُعطون فراسة صحيحة، ولا كالعقلاء قريحة۔ و تباہی ایشان را فراست صحیحہ نہ مے دهند و نه طبیعتے ہمچو دانشمنداں وتعلم أن من شرائط الوالى ذى المعالى، أن يُعطى له من می دانی که از شرائط فرمانروا این است که دماغ او بلند باشد دماغ عالى، وعقل يبلغ إلى الأعماق والحوالي، ونور يحيط و او عقلی دارد که تا عمیق در عمیق و گردا گرد برسد و نوری دارد که و الأسافل والأعالى، وأن يعرف ضمير المتكلم، ويفرّق بين احاطه اسفل و اعلیٰ کند و اینکه نیست پوشیده کلام کننده را بشناسد و در متکلف و المتكلّف والمتألم، ويكون على بصيرة كأنه نُوحِي بذات دردمندان حقیقی فرق تواند کرد و او را چناں بصیرت داده باشند که گویا او را از راز دل الصدور، أو تكهن بما كان من السر المستور ۔ ومن شرائط آگهی داده شد یا بکهانت دانست آنچه راز پوشیده بود و از شرطهائی