لُجَّة النّور — Page 420
روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۲۰ لجة النور ولو لم يتعهد الأرضَ العِهاد ، وأمحَلَ المُلك وذابت من | و اگر چه بر وقت باراں نباریده باشد و اگرچه خشک سال عام بوده باشد و جگر ها الجوع الأكباد، ولو أعوزت الـعـلـوفـات، وعزت الأقوات۔ و از گرسنگی گداز شده باشند و اگر چه چاره مواشی نایاب گردیده باشد و قوت مردم عزیز الوجود گردیده لا يبالون حتى تهلك الرعايا أو تلفظهم أرض إلى أرض الشدائد و پیچ پروا نمی دارند تا بدیں نوبت رعیت می میرد یا از زمینے سوئے زمینے افگنده می شود برائے امتراء الميرة، و يتيهون مع صبيانهم سائلين على ضعف سختی ہائے حاصل کردن رزق و بر درها مع بچگان خود سوال کنندگان می گردند با وجود ضعف من المريرة، و لا يملكون فتيلا و لا يجدون إليه سبيلا۔ و ناتوانی از قوت نفس و مالک نمی باشند خسته خرما را و نه بدان راه می یابند۔ لا يبقى لهم متاع ليستظهروا به على الأيام، ولا ضياع باقی نہ مے ماند ایشان را متاعی تابداں ہر روز ہائے گردش خود مدد جویند و نه زمین باقی ماند لما ينهبه سَنَةُ جَمادٍ وجوعٌ صائل كالضرغام، وعدم الريف چرا که سال بے باراں او را غارت میکند و گرسنگی همچو شیر حمله میکند و نیز زمین بے گشت می باشد ومنع بيع الأرض من الـحـكـام ۔ وتشتد البلية حتى تُسقط علاوه بران از فروختن زمین ممانعت می کنند و بلا بدرجه غایت سخت می گردد تا بعدی که زنان النساء الأجنة، ويُعول الأبناء ولا يجدون الميرة ۔ ومع ذالك بچگان را می افگنند و فرزندان فریاد می کنند و رزق نمی یابند و بایں ہمہ يستقر يهم الشرطيون لخراج الملك و يأخذونهم أخذةً رابية۔ ایشان را سپاہیاں خراج گیر تلاش می کنند و می گیرند ایشان را سخت گرفتنی ۔ ويعاقبون ويقولون أين تفرّون وعليكم هذه باقية۔ و در شکنجه می کشند و میگویند کجا می گریزید و بر شما این قدر روپیہ باقی است۔