لُجَّة النّور — Page 404
۶۳ روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۰۴ لجة النور وجحدوا بها واستيقنتهــا أنفسهم ومـا آثــوا طـريـق الاهتداء۔ و انکار کردند و یقین کرده بود دلہائے شاں و طریق هدایت اختیار نه کردند بيد أنهم نزعوا عن إرهاقي، بعدما رأوا خوارقَ خَلاقى ، وقَلَّ مگر این است که او شاں جدا شدند از تنگ کردنِ من بعد زانکہ خوارق خدائے من دیدند - وکم احتدادُ اللَّدَد و شدة الخصام، بل جعل بعضُهم يخضعون شد تیزی خصومت و سختی پریکار۔ بلکہ بعض ایشان در کلام نرمی اختیار بالكلام، واتخذوا الأدب شرعةً، والتواضع مهجّةً ۔ وحُبِّبَ کردند و گرفتند ادب را طریقه و تواضع را طریق و دوست داشته مُذْ أُمرتُ من الله ذى الآيات، أن أعاشر الناس بالصبر سوئے من از وقتیکه مامور شدم از خدائے صاحب نشانها که با مردم به صبر و مدارات و المداراة و أن أبدى الاهتشاش لمن جاءنی و ترک معاشرت کنم و اینکه ظاهر کنم خورسندی را برائے آنکه نزدم آمد من و سرور الاختراش ۔ واتخذتُ لــى هـذه الشــرعة نجعة، ورجــوت بــــه و عادت خراشیدن را ترک کرد و گرفتم این طریق را برائے خود غذا و امید داشتم بدین عادت از العدا تُؤدةً فَتَعرَّى كبرهم كتعرى الجبال بعد انجياب دشمنان آہستگی ۔ پس کبر ایشاں چناں ظاہر شد که بعد از انشقاق برف کوه با ظاہر الثلوج، وما بقى فيهم من الأدب ، المعروف المروج۔ می شوند و در ایشاں آں ادب نیز ہم نماند که معروف و رواجی ۔ وعجبتُ من قلبي كيف يأخذني الرحم على هذه العِدًا على | من از دل خود تعجب می کنم چگونه مرا بر ایشان رحم می آید با آنکه منهم إلا الأذى وقد أرادوا سفك دمی و من ازیشاں بجز ایذا پیچ ندیدم و اراده کردند که خون من بریزند و