لُجَّة النّور

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 400 of 530

لُجَّة النّور — Page 400

روحانی خزائن جلد ۱۶ ۴۰۰ لجة النور , وقوّى سُلطاني فوالله إن كـلامــي أبـلـغ فـي قـلـوب الناس قوی کرد حجت مرا پس بخدا که کلام من در دلها آن اثر می کند ن مائة ألف سيف، فهذا هو الذي وضعت الحرب بها که صد ہزار شمشیر نتواند کرد۔ پس ایس ہماں چیزی است که بدو ضرورت جنگ نماند وفتحت الحصون من غير جبر وحيف، وما كان لمخالف قلعه ها را بغیر جبر و ظلم فتح کرده ام و پیچ مخالف را مجال نیست أن يبرز في مضمارى، ومَن برز فمات قَعُصا بإنكارى ۔ که در میدان من برون آید و ہر کہ بروں آمد پس بلا توقف بوجہ انکار من بمرد۔ فالحاصل أن الله كرمنى بأنواع الصنيعة، ورزقني پس حاصل کلام این است که خدا تعالیٰ مرا بقسماقسم احسانها مکرم کرده است و مرا م الدنيوية والدينية، وراعى أمـوري بـــالــفـضـل و از نعمتہائے دنیا ودین رزق داده و از راه فضل و بخشش است۔ است الكرامة، وأحسن مثواى بالتحنّن والرحمة، وبشرني بأن رعایت امورمن فرموده است و جائے آرام مرا رحم و مہربانی نیکو کرده است و مرا بشارت داده ۵۹ عيونه على فى خَلُوتى ومُشاهَدى وفي كل حالي، وإنه يرحمني ت که چشم او در وقت خلوت و جلوت و بهر حال برمن است و او بر من رحمت میکند ويمنيني ويؤملني عند أهوالى ۔وإني أرى كــل مـا هـو عـنـده و به آرزو می آرد و امید می دهد در وقت خوفہائے من و می بینم که هر چه نزد اوست كأنه هو عندى وفى يدى، وإنــه کهـفـی و مـلـجــای و ترسی گویا آن نزدمن است و در دست من است و او پناه من است و جائے گریز من و سپرمن وعَضُدى وإنه سَرَى فى قلبى وعروقى ودمى ، و إنّى منه و بازوئے من و او سرایت کرده است در دل من و رگهائے من و خون من ومن از و