حقیقة المہدی

by Hazrat Mirza Ghulam Ahmad

Page 454 of 550

حقیقة المہدی — Page 454

روحانی خزائن جلد ۱۴ لده له حقيقة المهدى قليلين وكان الكفار غالبين كثيرين سفاكين ۔ وما أُمر المؤمنون للحرب مسلمانان در آن وقت جماعتی اندک بودند و کفار بوجه غلبه و کثرت خود خونریزیها می کردند ۔ و مسلماناں را حکم جنگ و والقتال إلا بعد ما لبثوا عمرًا مظلومين مضروبين وذبحوا كالمعز والجمال۔ قتال صرف درآں وقت شد که چون تا عمر دراز جور کشیدند و سختیها چشیدند و همچو گوسپندان و شتران کشته شدند وطال عليهم الجور والجفاء ، وتوالى الظلم والإيذاء ، حتى إذا اشتد الاعتداء۔ و برایشاں جورو جفا از حدواندازه بیرون شد وستم و ایذا متواتر گردید پس چوں آں تجاوز ہارا حدے ونہایتے وسمع عويل المستضعفين والبكاء ، فأُذن للذين قتل الكفرة إخوانهم والبنين، نماند و فریاد کمزوران و گریه شان بدرگاه خداوند عز و جل رسید پس خدائے عادل آنا نرا اجازت مقاتله و محاربہ داد وقيل اقتلوا القاتلين والمعاونين، ولا تعتدوا فإن الله لا يُحبّ چرا که عزیزان و برادران و پسران شان از دست ظالمان کشته شده بودند و گفته شد که قاتلان و مددگاران ایشان را بکشید و از حد تجاوز نکنید که المعتدين ۔ هنالك جاء أمر الجهاد، وما كان إكراه في الدين وما جبر على خدا تجاوز کنندگان را دوست نمی دارد ۔ پس در آن وقت امر جہاد و جنگ آمده بود و هرگز این اراده نبود که با کراه و جبر مردم را العباد، وما بعث نبى سفّالًا بل جاؤوا كالجهاد، وما قاتلوا إلا بعد در دین اسلام داخل کنند و هیچ نبی به ناحق کشنده در دنیا مده است بلکه همه انبیا چون باران رحمت آمده اند و هرگز جنگ نکرده اند الأذى الكثير والقتل والنهب والسبى من أيدى العدا وغلوهم في مگر در آن صورت که مدتی در از ایذا کشیدند و قتل و غارت و غلام گرفتن از دشمنان دیدند و در فساد جوش اوشان را مشاهده الفساد، فرفعت هذه السنّة برفع أسبابها في هذه الأيام، و أمرنا أن کردند پس این طریق در ایں زمانہ ازیں وجہ متروک شد که اسباب آں معدوم شدند و ما را حکم شد که نعد للكافرين كما يُعدّون لنا، ولا نرفع الحسام قبل أن نقتل بالحسام ۔ بمقابل کافراں ہماں طرز اختیار کنیم که اوشاں اختیار کرده باشند و بمقابل آنان که ما را به شمشیر نه می کشند بشمشیر نپردازیم ۔ وترون أن النصارى لا يقتلوننا في أمر الدين، ولا قوم آخرون من و شما می بینید که عیسائیاں در امر دین ما را نمی کشند و نه قومی دیگر از