انجام آتھم — Page 269
روحانی خزائن جلد ۱۱ ۲۶۹ مكتوب احمد أفنحن من قوم النصارى أكفَرُ وَيلٌ لكم ولهذه الآراء ٢٦٩ آیا چه ما از نصاری کا فرتر هستیم ویل خدا بر شما و بر رائے ہا شما يا شيخ أرض الخبث أرض بطالة كفرتني بالبغض والشحناء اے شیخ زمین پلید زمین بطالت آذيتني فاحش العواقب بعده مرا از روئے کینہ و بغض کا فرقراردادی والنار قد تبدو من الإيراء هر دو دست تو ہلاک شود تو فساد ها را پیروی کردی أودى شبابك والنوائب أخرفت جوانی تو ہلاک شد و حوادث تر اقریب به پیر شدن کرد تبغى تبارى والدوائر من هواى تو ہلاکت من و گردشها بر من ز ہوا نفس خود میخواهی مرا آزار رسانیدی پس از انجام بد خود بے خوف مباش و سنت الهی است که آتش از افروختن می افروز د تبت يداك تبعت كل مفاسد زلت بك القدمان في الأنحاء و بگوناگون قد مہائے تو لغزیدند فالوقت وقت العجز لا الخيلاء پس وقت تو وقت عجز است نه وقت تکبر و ناز فعليك يسقط حجر كل بلاء أفتضربن على الصفاة زجاجة آیا بر سنگ شیشه را می زنی راه شرارت و خباثت را بگذار پس بر تو سنگ ہر بلا مے افتد بر بلانے إني من المولى فكيف أُتَبَّرُ فَاخْشَ الغُيُور ولا تَمُتُ بجفاء من از جانب خدا هستم پس چگونہ ہلاک شوم پس از غیرت آن غیور بترس و بظلم خودموت را اختیار مکن لا تنتهر واطلب طريق بقاء خودکشی مکن و طریق باقی ماندن بجو اترك سبيل شرارة وخباثة هون عليك ولا تمت بعناء بر حال خود نر می کن و از رنج ممیر تب أيها الغالي وتأتي ساعة | تمسي تعض يمينك الشلاء اے غلو کننده تو به کن و ساعتی می آید ياليت ما ولدت كمثلك حامل خفاش ظلمات عدوّ ضياء که خفاش تاریکی و دشمن روشنی است که دست راست خود را که خشک شده است خواهی گزید کاش مادرے پسرے ہمچو تو نہ زادے تسعى لتأخذني الحكومة مجرما | تو کوشش می کنی که حکومت مرا ہمچو مجرمے بگیرد ويل لكل مزوّر وَشَاءِ بر هر دروغ آراینده تمام و اویلاست مرا بد نیاء شما چه تعلق است مرا کلیم خود کافی است لو كنت أعطيت الولاء لعفته مالی و دنیا کم؟ کفان کسائی اگر حکومت مراد ہندی ہر آئینہ کراہت کردمی متنا بموت لا يراه عدونا | ما بمر گے بمردیم که دشمن ما حقیقت آن نمی داند تغرى بقول مفترى وتخرص بقول در هم بافته حکام را می انگیزی يا أيها الأعمى أتنكر قادرًا اے کور آیا تو وجود خدا را تسلیم نمی کنی بعدت جنازتنا من الأحياء جنازه ما از زندگان دو را افتاده است حكامنا الظانين كالجهلاء و حکام کسانی هستند که بیجو جاہلان بدگمان هستند يحمى أحبته من الإيواء که محبان خود را خود نزد خود جا داده نگه می دارد سہو کتابت معلوم ہوتا ہے” تنتحر “ ہونا چاہیے بمطابق روحانی خزائن جلد ۲۲ صفحہ ۷۱۹ ۔ ( ناشر )